هنگامی که فیلم «بندتا» ساختهٔ پل ورهوفن در سال ۲۰۲۱ در جشنوارهٔ فیلم کن به نمایش درآمد، توجه رسانهها بلافاصله به موضوعاتی جلب شد که کمابیش قابل پیشبینی بودند: کفرگویی، همجنسگرایی زنانه و جنجالهایمذهبی. این امر چندان عجیب نبود، زیرا کارگردان هلندی با آثاری چون «روبوکاپ»، «غریزهٔ اصلی»، «سربازان سفینهای» و «اِل» شهرتی دیرینه در به چالش کشیدن تابوها به دست آورده است. با این حال، هر کس «بندتا» را صرفاً یک درام اروتیک جنجالی بداند، از لایههای عمیقتر آن غافل میشود؛ لایههایی که به رابطهٔ میان قدرت، ایمان و سازوکارهای فریب اجتماعی میپردازند.
برای ما ایرانیان که دههها زیر سایهٔ یک حکومت مذهبی زندگی کرده و با پیامدهای استبداد دینی دستوپنجه نرم کردهایم، این فیلم بهواسطهٔ نمایش رابطهٔ میان قدرت، مذهب و سرکوب، از جذابیت و اهمیت ویژهای برخوردار است.
شخصیتی تاریخی میان قداست و فریب
داستان فیلم بر پایهٔ زندگی راهبهای ایتالیایی به نام بندتا کارلینی (۱۵۹۰ تا ۱۶۶۱) ساخته شده است؛ شخصیتی که اسناد تاریخی متعددی دربارهٔ او وجود دارد. بندتا از کودکی وارد صومعه شد و بعدها ادعا کرد که رؤیاها و مکاشفاتی از مسیح دریافت میکند. همچنین گفته میشد که نشانههای زخمهای مسیح بر بدن او ظاهر شدهاند. او سرانجام به مقام ریاست صومعه رسید و بسیاری از مؤمنان او را زنی مقدس و برگزیدهٔ خداوند میدانستند.
اما همزمان کلیسا نسبت به او مشکوک شد. اتهامهایی چون فریب مذهبی و برقراری رابطهای عاشقانه و جنسی با یکی از راهبههای دیگر علیه او مطرح شد. تاریخپژوهان تا امروز دربارهٔ حقیقت ماجرا اختلاف نظر دارند: آیا بندتا زنی فرصتطلب و حیلهگر بود؟ آیا واقعاً تجربههای عرفانی داشت؟ یا قربانی ساختارهای قدرت مذهبی شد؟
فیلم ورهوفن عمداً پاسخی قطعی به این پرسشها نمیدهد و در مرز میان ایمان و نمایش حرکت میکند.
اقتباس از پژوهش جودیت براون
مبنای اصلی فیلم کتاب «اعمال نامتعارف» نوشتهٔ جودیت سی. براون، تاریخنگار آمریکایی، است. براون با استفاده از اسناد دادگاههای تفتیش عقاید، زندگی بندتا کارلینی را بازسازی کرده و تصویری پیچیده از مناسبات مذهبی، اجتماعی و سیاسی ایتالیا در قرن هفدهم ارائه میدهد.
در این میان، روند شکلگیری فیلمنامه نیز قابل توجه است. جرارد سوتمن، فیلمنامهنویس هلندی که پیشتر در هشت فیلم با پل ورهوفن همکاری کرده بود، از جمله افرادی بود که کارگردان را تشویق کرد برای ساخت فیلم به کتاب براون رجوع کند.
اما در جریان پیشتولید، میان این دو اختلافی جدی پدید آمد. سوتمن از پروژه فاصله گرفت و حتی خواست نامش از تیتراژ حذف شود. او معتقد بود که ورهوفن بیش از حد بر رابطهٔ همجنسگرایانهٔ شخصیت اصلی تمرکز کرده و در نتیجه ابعاد سیاسی و اجتماعی داستان به حاشیه رانده شدهاند.
به گفتهٔ سوتمن، جذابترین جنبهٔ تاریخی زندگی بندتا این بود که نشان میداد چگونه شخصیتهای جاهطلب و آگاه به سازوکار قدرت میتوانند خود را در مقام نجاتدهنده معرفی کنند و مورد ستایش مردم قرار گیرند. او معتقد بود این موضوع در دنیای معاصر نیز اهمیتی چشمگیر دارد و میتواند توضیح دهد که چرا گاه «افراد فریبکار و قدرتطلب از سوی مردم به عنوان ناجی و منجی مورد ستایش قرار میگیرند».
مذهب به مثابه صحنهٔ قدرت
فیلم «بندتا» در واقع بیش از آنکه دربارهٔ معنویت باشد، دربارهٔ قدرت است. صومعه در این اثر نه مکانی برای زهد و عبادت، بلکه ساختاری پیچیده از رقابت، نفوذ، منافع اقتصادی و کشمکشهای سیاسی است.
در این جهان، رؤیاها میتوانند ابزار کسب اقتدار شوند. معجزات میتوانند مشروعیت ایجاد کنند و نمادهای مذهبی میتوانند وسیلهای برای کنترل دیگران باشند. ورهوفن جهانی را به تصویر میکشد که در آن ایمان و قدرت از یکدیگر جداییناپذیرند.
در عین حال، فیلم هرگز روشن نمیکند که آیا بندتا عمداً دیگران را فریب میدهد یا خود نیز به تجربههایش باور دارد. همین ابهام است که شخصیت او را جذاب میسازد. او نه کاملاً قدیسه است و نه کاملاً شیاد؛ بلکه در منطقهای خاکستری میان اعتقاد و خودنمایی حرکت میکند.
جنسیت؛ میان جنجال و رهایی
بخش عمدهای از توجه رسانهها به رابطهٔ عاشقانهٔ بندتا و بارتولومئا، راهبهٔ جوانی که به صومعه پناه میآورد، معطوف شد. ورهوفن این رابطه را با صراحتی کمسابقه به تصویر میکشد و آگاهانه از عنصر تحریک و جنجال بهره میبرد.
برخی منتقدان معتقد بودند که فیلم از موضوعات مذهبی برای خلق صحنههای تحریکآمیز استفاده کرده است. اما گروهی دیگر بر این باور بودند که این رابطه صرفاً یک عنصر اروتیک نیست، بلکه تلاشی برای نشان دادن میل به آزادی و خودمختاری در دل ساختاری سرکوبگر است.
با این حال، همچنان این پرسش مطرح میماند که آیا تأکید بیش از اندازه بر این جنبه، باعث کمرنگ شدن سایر لایههای سیاسی و اجتماعی داستان نشده است.
نگاه ورهوفن به نهادها
مانند بسیاری از آثار دیگر ورهوفن، «بندتا» نیز سرشار از بیاعتمادی نسبت به نهادهای قدرت است. در فیلمهای او، چه ارتش باشد، چه رسانه، چه نظام اقتصادی و چه کلیسا، همواره این پرسش مطرح میشود که قدرت چگونه شکل میگیرد و چگونه بر انسانها تأثیر میگذارد.
با این حال، فیلم از داوریهای سادهانگارانه پرهیز میکند. کلیسا صرفاً نهادی سرکوبگر نیست و بندتا نیز صرفاً یک شورشی قهرمانگونه محسوب نمیشود. فیلم شبکهای پیچیده از منافع، باورها، ترسها و جاهطلبیهای انسانی را به تصویر میکشد.
همین ویژگی است که اثر را برای مخاطب امروز نیز معنادار میکند. در عصر شبکههای اجتماعی، پوپولیسم سیاسی و قطبیشدن جوامع، این پرسش همچنان مطرح است که چرا انسانها به برخی شخصیتها قدرتی استثنایی و نوعی اقتدار اخلاقی یا معنوی نسبت میدهند.
فیلمی تاریخی با دغدغههای معاصر
گرچه داستان در اوایل قرن هفدهم رخ میدهد، اما بسیاری از موضوعات آن کاملاً امروزی به نظر میرسند: شکلگیری حقیقت، قدرت روایتها، نفوذ شخصیتهای کاریزماتیک و رابطهٔ میان ایمان و اقتدار سیاسی.
در اینجاست که فیلم به همان سطحی نزدیک میشود که جرارد سوتمن آن را مهمترین جنبهٔ داستان میدانست. زندگی یک راهبه به مطالعهای دربارهٔ سازوکار قدرت، پرستش عمومی و میل انسانها به باور کردن منجیان تبدیل میشود.
«بندتا» بسیار فراتر از فیلمی دربارهٔ رسواییهای مذهبی یا تابوشکنیهای جنسی است. پل ورهوفن اثری دربارهٔ قدرت، ایمان، میل، فریب و ساختارهای سلطه خلق کرده است. فیلم گاه اغراقآمیز، تحریککننده و بحثبرانگیز است، اما دقیقاً به همین دلیل ارزش تأمل و گفتوگو دارد.
در عین حال، انتقاد جرارد سوتمن نیز قابل تأمل است. در حالی که ورهوفن بر جنبههای جسمانی و جنسی داستان تأکید میکند، پرسش سیاسی مهمتری تا حدی در حاشیه قرار میگیرد: اینکه جوامع چگونه منجیان خود را میسازند و چرا بارها و بارها آمادهاند به چهرههای کاریزماتیک و وعدهدهندگان رستگاری ایمان بیاورند.
شاید همین پرسش باشد که داستان بندتا کارلینی را پس از چهار قرن همچنان زنده، معاصر و بحثبرانگیز نگه داشته است.
اين فيلم از شبکه تلوزيون آرته با لينک زير قابل تماشا مى باشد:
https://www.arte.tv/de/videos/129307-000-A/benedetta/
دربارهٔ کارگردان

پل ورهوفن (Paul Verhoeven) کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکنندهٔ هلندی، متولد ۱۹۳۸ در آمستردام است. او یکی از جنجالیترین و در عین حال تأثیرگذارترین فیلمسازان معاصر اروپا به شمار میآید. ورهوفن در طول بیش از پنج دهه فعالیت هنری، هم در سینمای اروپا و هم در هالیوود آثار مهمی خلق کرده است.
فیلمهای او اغلب به موضوعاتی چون قدرت، خشونت، جنسیت، مذهب، سرکوب و سوءاستفاده از نهادهای سیاسی و اجتماعی میپردازند. از مشهورترین آثار او میتوان به «روبوکاپ» (۱۹۸۷)، «یادآوری مطلق» (۱۹۹۰)، «غریزهٔ اصلی» (۱۹۹۲)، «سربازان سفینهای» (۱۹۹۷) و «اِل» (۲۰۱۶) اشاره کرد.
ویژگی برجستهٔ سینمای ورهوفن، ترکیب سرگرمی با نقد اجتماعی است. او غالباً با نگاهی طنزآمیز و گزنده، ساختارهای قدرت و نهادهای رسمی را به چالش میکشد و مخاطب را وادار میکند دربارهٔ مرز میان حقیقت و فریب، اخلاق و قدرت، و ایمان و سوءاستفاده از ایمان تأمل کند.
فیلم «بندتا» نیز در ادامهٔ همین دغدغههای همیشگی ساخته شده است؛ اثری که در پسِ داستانی تاریخی، به بررسی رابطهٔ پیچیدهٔ میان مذهب، قدرت، جنسیت و میل انسان به باور کردن منجیان میپردازد.
مشخصات فیلم
- نام فیلم: بندتا (Benedetta)
- سال تولید: ۲۰۲۱
- کارگردان: Paul Verhoeven
- فیلمنامه: David Birke، بر اساس داستان و پژوهشهای Gerard Soeteman
- اقتباس از کتاب: Immodest Acts نوشتهٔ Judith C. Brown
- بازیگران اصلی: Virginie Efira (در نقش بندتا کارلینی)، Daphne Patakia (بارتولومئا)، Charlotte Rampling، Lambert Wilson
- کشورهای تولیدکننده: فرانسه، هلند، بلژیک
- زبان: فرانسوی
- مدت زمان: ۱۳۱ دقیقه
- ژانر: درام تاریخی، زندگینامهای، مذهبی
- نخستین نمایش: جشنوارهٔ فیلم کن ۲۰۲۱
- موضوع: زندگی راهبهٔ ایتالیایی بندتا کارلینی در قرن هفدهم و رابطهٔ پیچیدهٔ میان ایمان، قدرت، عرفان و جنسیت.


آخرین دیدگاهها