
تاریخ را معمولاً از زبان پیروزان میشنویم؛ از زبان دولتها، ایدئولوژیها و نظامهایی که روایت رسمی را مینویسند. اما سینما، در بهترین شکل خود، روایت کسانی را بازمیگوید که تاریخ فرصت سخن گفتن از آنان را ربوده است. *«Nahschuss» (شلیک از فاصلهٔ نزدیک)، ساختهٔ فرانتسیسکا اشتونکل Franziska Stünkel، از همین دست فیلمهاست؛ اثری که به جای بازسازی یک واقعهٔ تاریخی، به سراغ تراژدی انسانی میرود که در چرخدندههای یک حکومت تمامیتخواه خرد میشود.
این فیلم بر اساس زندگی ورنر تسکه (Werner Teske)، آخرین فردی که در جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) (DDR) به حکم حکومت اعدام شد، ساخته شده است. اما اهمیت آن تنها در روایت یک پروندهٔ تاریخی نیست. *«Nahschuss» پرسشی بنیادین را مطرح میکند؛ اینکه چگونه نظامی که خود را مدافع عدالت، برابری و آرمانهای انسانی مینامد، میتواند به جایی برسد که اندیشیدن به آزادی را مستحق مرگ بداند. برای درک جهان فیلم، نخست باید به فضای سیاسی آلمان شرقی بازگشت.
جمهوری دموکراتیک آلمان که پس از جنگ جهانی دوم و تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت، خود را کشوری سوسیالیستی و متعلق به کارگران معرفی میکرد. اما در واقعیت، قدرت سیاسی به طور کامل در اختیار حزب اتحاد سوسیالیستی قرار داشت و هیچگونه رقابت سیاسی، انتخابات آزاد یا آزادی بیان به معنای واقعی وجود نداشت.
در قلب این نظام، وزارت امنیت کشور مشهور به «اشتازی» Stasi، قرار داشت؛ سازمانی که شاید بتوان آن را یکی از پیچیدهترین و گستردهترین دستگاههای امنیتی قرن بیستم دانست. میلیونها پرونده دربارهٔ شهروندان تهیه شده بود و صدها هزار مأمور رسمی و خبرچین غیررسمی، زندگی خصوصی مردم را زیر نظر داشتند. تلفنها شنود میشد، نامهها باز میشد و حتی روابط خانوادگی و دوستانه از چشم حکومت پنهان نمیماند.
اما حکومت تنها به نظارت بسنده نمیکرد. هزاران مخالف سیاسی بازداشت و زندانی شدند، نویسندگان و روشنفکران زیر فشار دائمی قرار داشتند و کسانی که قصد ترک کشور را داشتند، به عنوان خائن شناخته میشدند. دهها نفر در قیام مردمی هفدهم ژوئن ۱۹۵۳ جان خود را از دست دادند و طی سالهای بعد، صدها شهروند هنگام تلاش برای عبور از دیوار برلین یا مرزهای آلمان شرقی، هدف گلولهٔ نیروهای مرزبانی قرار گرفتند.
در چنین نظامی، دستگاه قضایی نیز استقلال خود را از دست داده بود. دادگاهها نه برای اجرای عدالت، بلکه برای حفظ اقتدار سیاسی حکومت حکم صادر میکردند. فیلم *«Nahschuss» دقیقاً در چنین فضایی شکل میگیرد؛ جایی که قانون، به جای آنکه پناهگاه شهروند باشد، به ابزار سرکوب او تبدیل شده است.

داستان واقعی؛ ورنر تسکه Werner Teske
فیلم با الهام از زندگی ورنر تسکه ساخته شده است؛ اقتصاددانی که در سازمان اطلاعات خارجی آلمان شرقی مشغول به کار بود. برخلاف بسیاری از مخالفان حکومت، او در آغاز، بخشی از همان ساختار محسوب میشد و به نظام سیاسی کشورش خدمت میکرد.
اما هنگامی که تصمیم گرفت از آلمان شرقی خارج شود، همه چیز تغییر کرد. او پیش از عملی کردن نقشهٔ خود بازداشت شد. هرچند هیچ اطلاعات محرمانهای را در اختیار کشوری دیگر قرار نداده بود، دادگاهی غیرعلنی او را به خیانت و جاسوسی متهم کرد و حکم اعدام صادر شد.
در سال ۱۹۸۱، ورنر تسکه در زندان شهر لایپزیگ Leipzig با شلیک گلولهای از فاصلهٔ نزدیک به پشت سر اعدام شد؛ روشی که حکومت سالها وجود آن را انکار میکرد. خانوادهاش نیز از حقیقت مرگ او بیخبر ماندند و تنها پس از فروپاشی دیوار برلین و گشوده شدن آرشیوهای«اشتازی» Stasi، ابعاد این پرونده آشکار شد.
نويسنده و کارگردان فيلم فرانتسیسکا اشتونکل Franziska Stünkel اگرچه نام شخصیتها را تغییر داده است، اما در وفاداری به واقعیت تاریخی، رویکردی مسئولانه دارد. او از این واقعه نه برای ساختن یک ملودرام سیاسی، بلکه برای نمایش سازوکار قدرت استفاده میکند.
یکی از مهمترین تصمیمهای کارگردان این است که شخصیت اصلی را نه یک قهرمان سیاسی، بلکه انسانی معمولی نشان میدهد؛ فردی که خود زمانی بخشی از دستگاه حکومت بوده و تنها زمانی به دشمن نظام تبدیل میشود که دیگر حاضر نیست قواعد آن را بپذیرد.

این انتخاب، فیلم را از بسیاری آثار سیاسی متمایز میکند. حکومتهای تمامیتخواه تنها مخالفان خود را نابود نمیکنند؛ آنها حتی وفادارترین نیروهای خود را نیز قربانی بقای خویش میکنند. تراژدی فرانتس والتر، بیش از آنکه تراژدی یک مخالف سیاسی باشد، تراژدی انسانی است که دیرهنگام ماهیت نظامی را درمییابد که سالها به آن خدمت کرده است. اين اتفاق فروپاشی یک انسان را به خوبى نمايش مى دهد. اين فروپاشى را نمى توان تنها با داستانسرايى به تصوير درآورد و همين چالش بزرگترین نقطهٔ قوت *«Nahschuss»،با بازی خیرهکنندهٔ لارس آیدینگر (Lars Eidinger) ميسر مى شود.
لارس آیدینگر شخصیت فرانتس والتر را با چنان ظرافتی بازی میکند که مخاطب فروپاشی تدریجی او را لحظهبهلحظه احساس میکند. آیدینگر به جای تکیه بر انفجارهای احساسی، سکوت را به ابزار اصلی بازی خود تبدیل میکند. اضطراب، ترس، امید و درماندگی در کوچکترین تغییرات چهره و نگاه او جریان دارند. او قهرمانی اسطورهای نمیآفریند؛ انسانی میآفریند که باورپذیر است و همین باورپذیری، تراژدی فیلم را عمیقتر میکند.
دیگر بازیگران نیز هماهنگ با فضای فیلم بازی میکنند. مأموران امنیتی، بازجویان و مسئولان زندان، نه کاریکاتورهایی از شر مطلق، بلکه انسانهایی هستند که درون دستگاهی غیرانسانی عمل میکنند. همین پرهیز از اغراق، به باورپذیری فیلم کمک کرده است.
فیلمبرداری نيز از دیگر نقاط قوت فیلم است. دوربینی که مانند «اشتازی» Stasi نگاه میکند، رنگهای سرد، قابهای بسته، راهروهای طولانی، اتاقهای بازجویی و سکون میزانسن، همگی احساس خفقان را به مخاطب منتقل میکنند. دوربین اغلب با فاصله شخصیتها را دنبال میکند؛ گویی خود نیز بخشی از دستگاه نظارت است.
این نگاه سرد و کنترلشده، بیش از هر دیالوگی، حس بیپناهی شخصیت اصلی را منتقل میکند. فیلم بدون استفاده از موسیقی اغراقآمیز یا تدوین پرهیجان، تنها با اتکا به تصویر و سکوت، تنش خود را حفظ میکند.
محدودیتهای فیلم

با وجود تمام این امتیازها، *«Nahschuss» از کاستیهایی نیز رنج میبرد که مانع از تبدیل شدن آن به شاهکاری بینقص میشوند.
مهمترین ضعف فیلم، محدود شدن بیش از اندازهٔ روایت به شخصیت اصلی است. کارگردان چنان بر سرنوشت فرانتس والتر تمرکز میکند که جامعهٔ آلمان شرقی تقریباً در حاشیه قرار میگیرد.
فیلم تصویر روشنی از زندگی روزمرهٔ مردم ارائه نمیدهد. مخاطب کمتر با کمبودهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، فشارهای سیاسی یا فضای زندگی شهروندان عادی روبهرو میشود. همچنین فیلم بهخوبی نشان نمیدهد که چرا هزاران نفر حاضر بودند برای رسیدن به آزادی، خطر مرگ در مرزها را بپذیرند.
اگر فیلم این بُعد اجتماعی را پررنگتر میکرد، شخصیت اصلی نیز در بستری تاریخی و انسانی عمیقتر قرار میگرفت و تراژدی او ابعاد گستردهتری پیدا میکرد.
از سوی دیگر، فیلم گاه از لحن واقعگرایانهٔ خود فاصله میگیرد و به احساسگرایی نزدیک میشود. نمونهٔ آشکار آن، صحنهٔ ملاقات فرانتس و همسرش زیر نظارت مأموران امنیتی است. ارتباط تقریباً کامل آن دو از طریق نگاه، هرچند از نظر بصری تأثیرگذار است، اما اندکی ساختگی و اغراقشده به نظر میرسد و با فضای مستندگونهٔ فیلم همخوانی کامل ندارد.
همچنین شخصیت همسر فرانتس، نسبت به شخصیت اصلی، پرداختی محدود و تا حدی کلیشهای دارد. او عمدتاً در نقش همسر وفادار و رنجکشیده ظاهر میشود و کمتر فرصتی مییابد تا به عنوان شخصیتی مستقل با دغدغهها، تردیدها و جهان ذهنی خود شناخته شود. این در حالی است که سرنوشت خانوادههای قربانیان نیز میتوانست لایهای دیگر به روایت فیلم بیفزاید.
اما *«Nahschuss» فیلمی مهم در سینمای معاصر آلمان است؛ نه فقط به دلیل پرداختن به آخرین اعدام سیاسی در آلمان شرقی، بلکه به این دلیل که از دل یک واقعهٔ تاریخی، پرسشی جهانشمول دربارهٔ رابطهٔ قدرت و انسان مطرح میکند.
فرانتسیسکا اشتونکل با اتکا به بازی درخشان لارس آیدینگر، فیلمبرداری دقیق و فضاسازی خفقانآور، موفق شده است تجربهٔ زیستهٔ انسانی را به تصویر بکشد که زیر فشار یک نظام تمامیتخواه، آرامآرام هویت، امید و سرانجام زندگی خود را از دست میدهد.

با این حال، فیلم میتوانست با پرداختن بیشتر به جامعهٔ آلمان شرقی و زندگی مردم عادی، تصویری کاملتر از زمینهٔ تاریخی این تراژدی ارائه دهد. همچنین پرهیز از برخی صحنههای بیش از حد احساساتی و شخصیتپردازی عمیقتر همسر فرانتس، میتوانست بر قدرت دراماتیک اثر بیفزاید.
با وجود این کاستیها، *«Nahschuss» فیلمی است که تنها دربارهٔ گذشته سخن نمیگوید. این فیلم هشداری است دربارهٔ هر نظامی که حقیقت را قربانی ایدئولوژی، عدالت را تابع قدرت و انسان را وسیلهای برای بقای خود میکند. ارزش ماندگار فیلم نیز دقیقاً در همین نکته نهفته است: یادآوری اینکه تاریخ، اگر تنها به خاطرهای دور تبدیل شود، ممکن است بار دیگر، در شکلی دیگر، تکرار شود.
*عنوان فیلم
عنوان Nahschuss «ناهشوس» در زبان آلمانی به معنای «شلیک از فاصلهٔ نزدیک» است؛ اما در این فیلم، این عنوان تنها یک نام شاعرانه نیست. «ناهشوس» به شیوهای واقعی از اجرای حکم اعدام در آلمان شرقی اشاره دارد؛ روشی که در آن محکوم بدون اطلاع قبلی، با شلیک گلولهای از فاصلهٔ بسیار نزدیک به پشت سر کشته میشد. حکومت آلمان شرقی سالها این شیوهٔ اعدام را از افکار عمومی پنهان نگه داشت و حتی خانوادهٔ قربانیان نیز از حقیقت مرگ عزیزان خود بیاطلاع میماندند.
این عنوان، از همان ابتدا، یکی از مضامین اصلی فیلم را آشکار میکند: قدرتی که حتی مرگ را نیز در سکوت و پنهانکاری اجرا میکند.
دربارهٔ کارگردان فیلم
فرانتسیسکا اشتونکل (Franziska Stünkel) (متولد ۱۹۷۳، گوتینگن) کارگردان، فیلمنامهنویس و عکاس آلمانی است. او در رشتهٔ کارگردانی سینما، فیلمنامهنویسی و هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر کاسل و دانشگاه علوم کاربردی هانوفر تحصیل کرد و در دوران دانشجویی موفق به دریافت چندین بورس هنری شد. پس از پایان تحصیلات نیز نزد اوه شرادر Uwe Schrader، فیلمساز آلمانی، به تکمیل آموزش خود پرداخت.
اشتونکل فعالیت حرفهای خود را با ساخت چند فیلم کوتاه آغاز کرد که در جشنوارههای مختلف سینمایی به نمایش درآمدند. از مهمترین آثار او میتوان به فیلمهای بلند «وینتا» (Vineta، ۲۰۰۶)، «شلیک از فاصلهٔ نزدیک» (Nahschuss، ۲۰۲۱) و مستند «روز آلمان شمالی» (Der Tag der Norddeutschen، ۲۰۱۲) اشاره کرد.
شناسنامهٔ فیلم
عنوان اصلی: Nahschuss
عنوان انگلیسی: The Last Execution
عنوان فارسی: شلیک از فاصلهٔ نزدیک
کشور تولیدکننده: آلمان – سال تولید:۲۰۲۱ – زبان: آلمانی – – مدت زمان: ۱۱۶ دقیقه
ژانر: درام تاریخی، سیاسی، زندگینامهای
کارگردان: فرانتسیسکا اشتونکل (Franziska Stünkel)
نویسنده: فرانتسیسکا اشتونکل
بر اساس زندگی: ورنر تسکه (آخرین اعدامشدهٔ جمهوری دموکراتیک آلمان)
تهیهکنندگان: Bettina Wente, Wolfgang Cimera
فیلمبردار: Nikolai von Graevenitz
تدوین:Andrea Mertens
موسیقی: Karim Sebastian Elias
بازیگران اصلی:
-
- Lars Eidinger: Franz Walter
- Luise Heyer: Corina Walter
- Devid Striesow: Dirk Hartmann
- Moritz Jahn: Renner
- Paula Kalenberg: Klara
- Victoria Trauttmansdorff: Professorin Link
- Ada Philine Stappenbeck: Luisa Langfeld
- Peter Benedict: Schreiber
- Inka Löwendorf: Anja Hartmann
- Hendrik Heutmann: Bernd
- Kai Wiesinger: Wagner
- Florian Anderer: Schulte
- Peter Lohmeyer: Panther
- Dirk Böhling: Müller
- Hedi Kriegeskotte: Margrit Walter
- Christian Redl: Hans Walter
- Thomas Schendel: Militärstaatsanwalt
- Ivonne Schwarz: Standesbeamtin
نمایش و اکران
لينک نمايش فيلم به زبان آلمانى و فرانسوى در شبکه آرته:
https://www.arte.tv/de/videos/077292-000-A/nahschuss/
فیلم «Nahschuss» نخستین بار در سال ۲۰۲۱ در جشنواره بینالمللی فیلم مونیخ (Filmfest München) به نمایش درآمد و با استقبال منتقدان روبهرو شد.
اکران عمومی فیلم در سینماهای آلمان از ۱۸ نوامبر ۲۰۲۱ آغاز شد.
پس از اکران سینمایی، فیلم از شبکهٔ تلویزیونی ARD نیز پخش شد و سپس از طریق پلتفرمهای نمایش آنلاین در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
جوایز و افتخارات
- جشنواره بینالمللی فیلم مونیخ ۲۰۲۱
- جایزه بهترین کارگردانی برای فرانتسیسکا اشتونکل
- جایزه بهترین بازیگر مرد برای لارس آیدینگر
- جوایز فیلم باواریا (Bayerischer Filmpreis)
- نامزد و تقدیر در بخش بهترین بازیگر مرد (لارس آیدینگر)
- جوایز فیلم آلمان (Deutscher Filmpreis / Lola)
- نامزد در چند بخش از جمله بازیگری و فیلمنامه

آخرین دیدگاهها