اگرچه عراق یکی از نخستین کشورهای عربی بود که با هنر سینما آشنا شد، اما برخلاف مصر، سوریه یا لبنان، هیچگاه نتوانست صنعت سینمایی پایدار و پررونقی ایجاد کند. تاریخ معاصر این کشور، با کودتاها، جنگهای پیدرپی، دیکتاتوری و تحریمهای اقتصادی چنان گره خورده است که سینما نیز از این بحرانها در امان نماند. از همین رو، تاریخ سینمای عراق را میتوان تاریخ گسستها، سکوتها و آغازهای دوباره دانست و آن را به سه دوره تقسيم کرد:
- سینمای دولتی و ایدئولوژیک دوران بعث؛ سینمایی که زیر سلطه حکومت و نهادهای رسمی شکل گرفت.
- سینمای تبعید؛ فیلمسازانی که خارج از عراق کار کردند و تجربه مهاجرت، جنگ و از دستدادن وطن را روایت کردند.
- سینمای پس از ۲۰۰۳؛ که با رئالیسم اجتماعی، حافظه تاریخی و زندگی روزمره شناخته میشود.
در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، نخستین تلاشها برای شکلگیری سینمای ملی عراق آغاز شد. اما با روی کار آمدن حزب بعث و تمرکز دولت بر کنترل کامل رسانهها، سینما نیز به تدریج به ابزاری تبلیغاتی بدل شد. بخش بزرگی از تولیدات این دوران، در خدمت بازنمایی ایدئولوژی رسمی، جنگ یا چهرهسازی از حکومت قرار داشت و امکان شکلگیری یک سینمای مستقل، بسیار محدود بود.
جنگ هشتساله ایران و عراق، سپس حمله به کویت و سالهای طولانی تحریم، تقریباً زیرساختهای سینمایی کشور را از میان برد. بسیاری از سینماها تعطیل شدند، تولید فیلم به شدت کاهش یافت و نسل جوان فیلمسازان، یا مهاجرت کردند یا امکان فعالیت حرفهای نیافتند. به همین دلیل، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، عراق تا سالها در جشنوارههای معتبر جهانی حضور کمرنگی داشت.
پس از سال ۲۰۰۳ و سقوط حکومت صدام حسین، شرایط بهآرامی تغییر کرد. هرچند ناامنی، خشونت و مشکلات اقتصادی همچنان ادامه داشت، اما فضای تازهای برای فیلمسازی مستقل پدید آمد. بسیاری از فیلمسازان جوان، که بخشی از آنان در اروپا یا آمریکا تحصیل کرده بودند، تلاش کردند تصویری متفاوت از عراق ارائه دهند؛ تصویری که به جای تمرکز بر اخبار جنگ و انفجار، به زندگی مردم عادی، خاطره، هویت و پیامدهای اجتماعی خشونت بپردازد.
ویژگی مهم سینمای جدید عراق، فاصله گرفتن از روایتهای قهرمانمحور و گرایش به رئالیسم است. فیلمسازان این نسل، بیش از آنکه به وقایع سیاسی بپردازند، سیاست را در متن زندگی روزمره جستوجو میکنند؛ در خانواده، کودکی، مهاجرت، فقر و روابط انسانی. از این منظر، آثار آنان به سنت نئورئالیسم ایتالیا و بخشی از سینمای ایران، بهویژه سینمای عباس کیارستمی و سهراب شهیدثالث، نزدیک میشود؛ هرچند تجربه تاریخی عراق، به این آثار هویتی مستقل بخشیده است.
در سالهای اخیر، فیلمسازانی چون حسن هادی، محمد الدراجی و دیگر کارگردانان نسل جدید توانستهاند سینمای عراق را دوباره به نقشه سینمای جهان بازگردانند. موفقیت «یک کیک برای رئیسجمهور» در جشنواره کن و دریافت جایزه دوربین طلایی، تنها موفقیت یک فیلم نبود؛ نشانهای بود از بلوغ نسلی که میکوشد حافظه زخمی جامعه عراق را از خلال روایتهایی انسانی بازسازی کند.
شاید مهمترین ویژگی سینمای امروز عراق، همین فاصله گرفتن از تصویر کلیشهای این کشور باشد. اصل مهمى که آن را از سينماى ايران فرا گرفته اند. در این فیلمها، عراق فقط سرزمین جنگ نیست؛ سرزمین کودکانی است که بازی میکنند، مادرانی که نگران آیندهاند، خانوادههایی که برای حفظ کرامت خود میکوشند و انسانهایی که با وجود همه ویرانیها، هنوز امید را از دست ندادهاند. اين نشانه ها همان عناصرى مى باشند که فيلمسازان ايرانى در جشنواره هاى مهم جهانى از کشور ايران به نمايش مى گذارند. تصاويرى که دور از واقعيات جنايتکارانه رژيم دهشتناک جمهورى نکبت اسلامى مي باشند.
سینمای عراق امروز، بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره زندگی پس از جنگ است؛ درباره حافظه، بقا و تلاشی مداوم برای بازگرداندن انسان به مرکز روایت. شاید به همین دلیل است که آثار نسل جدید فیلمسازان عراقی، با وجود ریشههای عمیق محلی، برای مخاطبان سراسر جهان نیز قابل لمس و تأثیرگذارند.
چهرههای مهم سینمای معاصر عراق
اگرچه سینمای عراق به دلیل دههها جنگ، سانسور و فروپاشی زیرساختهای فرهنگی، دیرتر از بسیاری از کشورهای منطقه توانست حضوری جدی در عرصه بینالمللی پیدا کند، اما در دو دهه گذشته نسل تازهای از فیلمسازان عراقی توانستهاند هویت مستقلی برای این سینما تعریف کنند. آثار این فیلمسازان، بیش از آنکه به بازسازی وقایع تاریخی بپردازند، بر پیامدهای جنگ، مهاجرت، استبداد و فروپاشی اجتماعی تمرکز دارند.
محمد الدراجی؛ پیشگام سینمای نوین عراق
اگر قرار باشد از یک فیلمساز به عنوان چهره تأثیرگذار سینمای پس از صدام نام برد، بیتردید محمد الدراجی در صدر این فهرست قرار میگیرد. او با فیلمهایی چون «فرزند بابل» (Son of Babylon)، «زیر شنهای بابل» (In My Mother’s Arms و دیگر آثارش) تلاش کرد زخمهای برجایمانده از جنگ، گورهای دستهجمعی و فروپاشی خانواده عراقی را روایت کند. آثار الدراجی، با وجود تلخی فراوان، همواره بر کرامت انسان و امید به بازسازی جامعه تأکید دارند و از نخستین فیلمهای عراقی بودند که پس از سال ۲۰۰۳ در جشنوارههای معتبر جهانی دیده شدند.
عدی رشید؛ روایتگر مهاجرت و هویت
عدی رشید از دیگر فیلمسازان مهم نسل جدید عراق است که در آثارش به تجربه مهاجرت، تبعید و بحران هویت میپردازد. شخصیتهای او اغلب میان گذشته و آینده سرگرداناند و تلاش میکنند در جهانی آشفته، جایگاه خود را پیدا کنند. سینمای او آرام، مینیمالیستی و متکی بر مشاهده است و بیش از حادثه، به حالات درونی شخصیتها توجه دارد.
شهد امین؛ صدای زنان در سینمای عراق

شهد امين فيلمساز زنى است که در جده, عربستان سعودى بدنيا آمده و در لندن و نيويورک تحصيلات سينمايى داشته است. اما نخستين فيلم بلند خود را در عراق ساخته است. در میان فیلمسازان عراقی، شهد امین جایگاهی ویژه دارد. او در فیلم «دختر ناشناس» (Scales) با بهرهگیری از عناصر فولکلور و اسطوره، تصویری استعاری از تبعیض جنسیتی و فشارهای اجتماعی بر زنان ارائه میدهد. آثار او نشان میدهند که سینمای عراق تنها درباره جنگ و سیاست نیست، بلکه به مسائل فرهنگی، جنسیتی و هویت نیز میپردازد.
حسن هادی؛ روایت زندگی روزمره
حسن هادی را میتوان نماینده تازهترین نسل فیلمسازان عراقی دانست؛ نسلی که کمتر به بازنمایی مستقیم خشونت علاقه دارد و سیاست را در زندگی روزمره جستوجو میکند..
فيلمسازان کرد:
سینمای عراق را نباید تنها از دریچه بغداد یا تنها با روایتهای عربی شناخت. همانگونه که تاریخ معاصر عراق از قومیتها، زبانها و فرهنگهای گوناگون شکل گرفته است، سینمایش نیز حاصل همین تکثر است. فیلمسازان کرد، با آثاری چون «کیلومتر صفر»، «بکاس» و «خاطرات روی سنگ»، سهمی انکارناپذیر در معرفی سینمای عراق به جهان داشتهاند؛ همانگونه که فیلمسازان عرب، تجربه جنگ، استبداد و زندگی روزمره را از زاویهای دیگر روایت کردهاند فیلمهای آنان اغلب به زندگی کردها، جنگ، مهاجرت و هویت میپردازند. شاید مهمترین ویژگی سینمای امروز عراق همین چندصدایی بودن آن باشد؛ سینمایی که نه یک روایت واحد، بلکه مجموعهای از حافظههای گوناگون را در کنار هم مینشاند.
از ميان فيلمسازان اقليم کردستان به سه نام اشاره مي کنيم. این سه نفر بیشترین تأثیر را در معرفی سینمای کردستان عراق به جشنوارههای بینالمللی و مخاطبان جهانی داشتهاند و پرداختن به هويت و ويژه گيهاى فيلمسازان کرد را به آينده مى سپاريم:
- هونەر سەلیم
- شوکت امین کورکی
- کارزان قادر فيلمساز تبعيدى که در سوئد زندگى مى کند.
سینمایی در جستوجوی حافظه
وجه مشترک بیشتر فیلمسازان معاصر عراق، فاصله گرفتن از سینمای تبلیغاتی دوران بعث و تلاش برای بازسازی حافظه جمعی است. آنها به جای روایت قهرمانان نظامی، کودکان، زنان، خانوادهها و انسانهای عادی را به مرکز داستان میآورند؛ کسانی که بار اصلی جنگ، استبداد و مهاجرت را بر دوش کشیدهاند. به همین دلیل، سینمای امروز عراق را میتوان سینمای حافظه، بازماندگان و زندگی روزمره دانست؛ سینمایی که در آن، سیاست از خلال جزئیترین تجربههای انسانی روایت میشود.
فیلمشناسی منتخب سینمای عراق: ده فیلم مهم برای شناخت سینمای عراق

۱. «سعید افندی» (Saeed Effendi) – ۱۹۵۷
- کارگردان: کامران حسنی
- نخستین فیلم مهم رئالیستی عراق که زندگی طبقه متوسط بغداد را به تصویر میکشد و آغازگر سینمای اجتماعی این کشور به شمار میآید.
۲. «مرزهای آتش» (The Boundaries of Fire) – ۲۰۱۴
- کارگردان: شهد امین
- روایتی شاعرانه از کودکی در سالهای جنگ ایران و عراق؛ فیلمی که با نگاهی انسانی، پیامدهای جنگ را از زاویه دید یک کودک روایت میکند.
۳. «کیلومتر صفر» (Kilometre Zero) –
۲۰۰۵
- کارگردان: هونه ر سلیم
- یکی از مهمترین آثار سینمای کردستان عراق؛ سفری تلخ و طنزآلود در واپسین روزهای حکومت صدام حسین که مسئله هویت، جنگ و سرکوب کردها را به تصویر میکشد.
۴. «فرزند بابل» (Son of Babylon) – ۲۰۰۹
- کارگردان: محمد الدراجی
- شاید شناختهشدهترین فیلم عراقی در دو دهه اخیر؛ داستان سفر مادربزرگ و نوهای که در جستوجوی پدر مفقود خود، عراق پس از سقوط صدام را درمینوردند.
۵. «بکاس» (Bekas) – ۲۰۱۲
- کارگردان: کارزان قادر
- داستان دو برادر یتیم کرد که رؤیای سفر به آمریکا و دیدار سوپرمن را در سر میپرورانند؛ فیلمی شیرین و تلخ درباره امید، کودکی و جنگ.
۶. «خاطرات روی سنگ» (Memories on Stone) – ۲۰۱۴
- کارگردان: شوکت امین کورکی
- اثری درباره تلاش چند فیلمساز برای ساخت فیلمی درباره نسلکشی انفال؛ یکی از مهمترین فیلمهای متاسینمایی عراق.
۷. «تحت شنهای بابل» (Under the Sand of Babylon) – ۲۰۱۳
- کارگردان: محمد الدراجی
- روایتی تکاندهنده از پیامدهای جنگ و گورهای دستهجمعی؛ فیلمی که به حافظه تاریخی عراق میپردازد.
۸. «دختر ناشناس» (Scales) – ۲۰۱۹
- کارگردان: شهد امین
- اگرچه فضایی اسطورهای و فانتزی دارد، اما استعارهای از تبعیض، سنت و جایگاه زنان در جوامع محافظهکار است و نشان میدهد سینمای عراق تنها به رئالیسم محدود نمیشود.
۹. «یورش» (Haifa Street) – ۲۰۱۹
- کارگردان: مهند حیال
- روایتی پرتعلیق از یک خیابان در بغداد که به استعارهای از خشونت، فرقهگرایی و زندگی در عراق پس از اشغال تبدیل میشود.
۱۰. «یک کیک برای رئیسجمهور» (The President’s Cake) – ۲۰۲۵
- کارگردان: حسن هادی
- فیلمی درباره کودکی، دوستی و زندگی در دوران تحریمهای عراق. حسن هادی با نگاهی مینیمالیستی و انسانی، استبداد را نه از خلال سیاست، بلکه در زندگی روزمره مردم به تصویر میکشد. دریافت جایزه دوربین طلایی جشنواره کن، این فیلم را به یکی از مهمترین آثار تاریخ سینمای معاصر عراق تبدیل کرده است.
- سينماى آزاد در مقاله مجزا بطور مفصل در باره اين فيلم و کارگردان آن پرداخته است.
گفتگو با حسن هادى



آخرین دیدگاهها