ويژه نامه سینمای تاجیکستان؛ از بخارا و رودکی تا دوشنبه و سینمای امروز به مناسبت سی‌ و پنجمین سال استقلال جمهوری تاجیکستان

تاجیکستان دارای تاریخ پیچیده‌ای است که با ایران پیوندهای عمیق فرهنگی و تاریخی دارد. سرزمين هاى تاجيکستان همواره به عنوان مراکز مهم فرهنگی و تجاری در تاریخ ایران شناخته می‌شدند.
تاجیکستان در ۹ سپتامبر ۱۹۹۱ استقلال خود را به دست آورد؛ اما تاریخ فرهنگی این سرزمین بسیار قدیمی‌تر از جمهوری‌ای است که امروز آن را تاجیکستان می‌نامیم. پشت مرزهای سیاسی امروز، تاریخ گسترده‌ای قرار دارد که بخارا، سمرقند، خجند، بلخ و دیگر شهرهای آسیای مرکزی را به جهان فارسی پیوند می‌داد.

سینمای تاجیکستان نیز در همین نقطه شکل گرفته است؛ در تقاطع سه تاریخ: تاریخ آسیای مرکزی، تاریخ شوروی و تاریخ فرهنگ فارسی.

دوربین در تاجیکستان ابتدا برای ثبت واقعیت‌های نظام جدید شوروی وارد شد؛ اما خیلی زود به ابزاری تبدیل شد که از طریق آن رودکی، فردوسی، رستم، سیاوش، شهرزاد و ادبیات صدرالدین عینی دوباره بر پرده ظاهر شدند.

از این منظر، تاریخ سینمای تاجیکستان فقط تاریخ چند استودیو و چند نسل فیلمساز نیست؛ تاریخ کشوری است که مرزهای سیاسی‌اش در قرن بیستم تغییر کرد، اما حافظه فرهنگی‌اش بسیار فراتر از این مرزها باقی ماند.

پیش از سینما؛ سرزمینی میان روسیه و جهان فارسی

گسترش امپراتوری روسیه در آسیای مرکزی در نیمه دوم قرن نوزدهم شتاب گرفت. خجند در ۱۸۶۶ به تصرف روسیه درآمد و در ۱۸۶۸ روسیه سمرقند را نیز تصرف کرد. سرزمين بخارا پس از شکست از روسیه به یک دولت دست نشانده روسیه تبدیل شد.

اما سلطه سیاسی روسیه نتوانست فرهنگ پارسی منطقه را از میان ببرد. بخارا و سمرقند همچنان مراکز مهم ادبی و فرهنگی باقی ماندند و زبان پارسی در بخش‌هایی از منطقه به زندگى خود ادامه داد.

پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، بلشویک‌ها به تدریج کنترل آسیای مرکزی را در دست گرفتند. در سال ۱۹۲۴، تقسیمات ملی ـ سرزمینی جدید شوروی، جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی تاجیکستان را در چارچوب جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان ایجاد کرد. پنج سال بعد، در ۱۹۲۹، تاجیکستان به یک جمهوری مستقل در ساختار اتحاد شوروی تبدیل شد.

این تقسیم‌بندی پیامد مهمی داشت: بخارا و سمرقند، با وجود اهمیت تاریخی و فرهنگی‌شان برای تاجیکان، در جمهوری ازبکستان قرار گرفتند. به این ترتیب، مرز سیاسی جمهوری شوروی تاجیکستان با تمام جغرافیای تاریخی فرهنگ تاجیک یکسان نبود. سینما نیز در همین فضای تازه متولد شد.

نخستین دوربین وارد دوشنبه مى شود

در تاریخ رسمی تاجیک‌فیلم، فيلم ورود نخستین قطار به دوشنبه در ۱۱ سپتامبر ۱۹۲۹ یکی از نخستین رویدادهای مهم تصویربرداری‌شده در کشور به شمار می‌رود. دوربین، ورود «قطار» را ثبت کرد؛ نمادی از ورود منطقه‌ای دورافتاده به شبکه جدید شوروی.

در سال ۱۹۳۰، استودیوی تاجیک‌کینو شکل گرفت که بعدها به تاجیک‌فیلم ـ Tojikfilm / Таджикфильм تبدیل شد. سینمای نخستین تاجیکستان مانند دیگر جمهوری‌های شوروی، با نظام دولتی پیوندی مستقیم داشت. فیلم‌های خبری و مستند برای نمایش تغییرات اجتماعی اهمیت داشتند: مبارزه با بی‌سوادی، تغییر زندگی روستایی، صنعتی شدن، تغییر موقعیت زنان و ایجاد جامعه‌ای مطابق الگوی شوروی.

اما سینمای داستانی نیز خیلی زود پا گرفت.

Lydia Pechorina / Лидия Печорина فیلم «وقتی امیران می‌میرند» ـ Когда умирают эмиры (۱۹۳۲) را ساخت. سپس Komil Yormatov / Камиль Ярматов، که بعدها یکی از چهره‌های مهم سینمای آسیای مرکزی شد، با فیلم‌هایی مانند «مهاجر» ـ Эмигрант (۱۹۳۴) وارد صحنه شد. یارماتوف از نخستین فیلمسازانی بود که تجربه سینمایی تاجیکستان را به سطح گسترده‌تر سینمای شوروی منتقل کرد.

صدرالدین عینی؛ جایی که ادبیات وارد سینما شد

صدرالدین عینی

اگر بخواهیم برای ادبیات مدرن تاجیکستان یک نام محوری انتخاب کنیم، Sadriddin Ayni / Садриддин Айни  صدرالدین عینی بی‌تردید یکی از نخستین نام‌هاست. عینی زندگی اجتماعی بخارا، فقر، ساختار سنتی جامعه و دگرگونی‌های سیاسی زمان خود را ثبت کرد. آثار او در شکل‌گیری ادبیات نوین تاجیکی نقش بنیادی داشتند. رمان «دخوندا» ـ Дохунда از مهم‌ترین آثار او بود که بعدها به سینما راه پیدا کرد. واژه «دخوندا» در زبان تاجیکی به معنای «ده‌خدا» (کدخدا یا فردی محترم در روستا) است، اما در بافت داستانی عینی، به کنایه برای اشاره به طبقه فقیر و دهقانان کم‌بضاعت استفاده شده است.  رمان روایتگر زندگی دشوار و مبارزات ستم‌دیدگان و کارگران و کشاورزان ايالت بخارا علیه حکومت امیر و اربابان محلى است.
(در برخى ديگر از منابع واژهٔ دخوندا به شکل «داخُنده» کوتاه‌شدهٔ «دادَرخوانده» است و «دادَر» به معنای برادر کوچک است و روی هم به معنای برادرخوانده است. داخُنده به معنی «فقیر و پابرهنهٔ روستایی» هم به کار می‌رود.)

ورود ادبیات عینی به سینما اهمیت زیادی داشت. دوربین دیگر فقط قرار نبود «ساختن جامعه شوروی» را نشان دهد؛ می‌توانست گذشته جامعه تاجیک را نیز روایت کند و از همین‌جا یکی از ویژگی‌های مهم سینمای تاجیکستان شکل گرفت: سینما به گذشته بازگشت تا هویت امروز را روایت کند.

بوریس کیمیوگاروف؛ بازگشت رودکی به پرده

بوریس کیمیوگاروف

در میان فیلمسازان کلاسیک تاجیکستان، نام Boris Kimyogarov / Борис Кимёгаров (۱۹۲۰–۱۹۷۹) جایگاه ویژه‌ای دارد. کیمی‌اوگاروف در ساختار سینمای شوروی فعالیت می‌کرد، اما بخش مهمی از آثارش به تاریخ و ادبیات فارسی اختصاص یافت. فیلم «دخوندا» ـ Дохунда (۱۹۵۶) بر اساس اثر صدرالدین عینی ساخته شد. پس از آن، «مقام بلند» ـ Высокая должность (۱۹۵۸) و سپس «سرنوشت شاعر» ـ Судьба поэта (۱۹۵۹) ساخته شدند. در «سرنوشت شاعر»، Marat Aripov / Марат Арипов نقش رودکی را بازی کرد.

اینجا سینمای تاجیکستان با یکی از مهم‌ترین لحظات خود روبه‌رو شد: رودکی، شاعر دوره سامانیان، وارد سینمای شوروی شد. رودکی نه محصول انقلاب ۱۹۱۷ بود، نه متعلق به نظام شوروی و نه حتی وابسته به مرزهای سیاسی قرن بیستم. او به دوره‌ای تعلق داشت که زبان فارسی و فرهنگ سامانیان بخش مهمی از تاریخ منطقه بود. سینما با تصویر کردن او، عملاً پنجره‌ای به گذشته‌ای بسیار دورتر از اتحاد شوروی گشود.

نماهاىى از فيلم داخوندا

سرنوشت شاعر

شاهنامه؛ از فردوسی تا رستم و سیاوش

کیمیوگاروف سپس به سراغ شاهنامه رفت. ۴ فيلم از مهم‌ترین آثار این دوره بودند:

  • «کاوه آهنگر» ـ Знамя кузнеца (۱۹۶۱)
  • «داستان رستم» ـ Сказание о Рустаме (۱۹۷۰)
  • «رستم و سهراب» ـ Рустам и Сухроб (۱۹۷۱)
  • «داستان سیاوش» ـ Сказание о Сиявуше (۱۹۷۶)

این فیلم‌ها یکی از روشن‌ترین نمونه‌های پیوند سینمای تاجیکستان با فرهنگ ایران و جهان فارسی هستند. رستم و سهراب، سیاوش و کاوه، شخصیت‌های متعلق به مرزهای سیاسی امروز نیستند. آنها در حوزه گسترده فرهنگی شاهنامه شکل گرفته‌اند. سینمای تاجیکستان در دوره شوروی توانست این شخصیت‌ها را از کتاب به پرده بیاورد؛ و همین موضوع سبب شد بخشی از میراث ادبی فارسی نه فقط حفظ، بلکه به زبان سینما برای نسل‌های جدید بازآفرینی شود.

در اینجا یک تناقض تاریخی جالب دیده می‌شود: سینما درون یک نظام سیاسی متمرکز شوروی رشد کرد، اما بخشی از مهم‌ترین آثارش به دوره‌هایی تعلق داشت که قرن‌ها پیش از تشکیل شوروی وجود داشتند.

نماىى از فىلم داستان سىاوش
نماىى از فىلم داستان رستم
پوستر فيلم رستم سهراب
نماىى از فيلم کاوه آهنگر
نماىى از فيلم رستم و سهراب

شهرزاد، افسانه و سینمای شرقی

سینمای تاجیکستان در دهه‌های بعد تنها به رودکی و شاهنامه بسنده نکرد.

Tohir Sobirov / Тахир Сабиров طاهر صبیروف (۲۱ دسامبر ۱۹۲۹۳۰ مهٔ ۲۰۰۲) کارگردان فیلم، بازیگر، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده یکی از فیلمسازان مهم این دوره بود و با آثار خود به سوی ادبیات، افسانه و جهان داستانی شرق رفت.

طاهر صبیروف

از فیلم‌های او:

«پسر باید ازدواج کند» ـ Сыну пора жениться (۱۹۵۹)
«افسانه عشق» ـ Легенда о любви (۱۹۶۳)
«زنی از راه دور» ـ Женщина издалека (۱۹۷۸)
«دیدار در دره مرگ» ـ Встреча в долине смерти (۱۹۸۰)

و مجموعه معروف شهرزاد:

«یک شب دیگر شهرزاد» ـ Ещё одна ночь Шахерезады (۱۹۸۴)
«قصه‌های جدید شهرزاد» ـ Новые сказки Шахерезады (۱۹۸۶)
«آخرین شب شهرزاد» ـ Последняя ночь Шахерезады (۱۹۸۷)

در اینجا سینمای تاجیکستان به سنت «هزار و یک شب» نزدیک می‌شود؛ به جهان قصه، عشق، ماجراجویی و خیال. این آثار برای مخاطب شوروی تصویری سینمایی از شرق فراهم می‌کردند، اما برای مخاطب تاجیک نیز بخشی از میراث داستانی منطقه را دوباره زنده می‌کردند.

زنی از راه دور
آخرين شب شهرزاد

سینمای مردم؛ کم کم دوربین از قهرمانان تاریخی فاصله گرفت

در کنار آثار تاریخی و ادبی، نسل دیگری از فیلمسازان به زندگی روزمره نزدیک شد.

Davlat Khudonazarov / Давлат Худоназаров،
Valeriy Akhadov / Валерий Ахадов،
Anvar Turaev / Анвар Тураев،
Marvorid Qosimova / Мавлюда Касымова،
Muqaddas Mahmudov / Мукаддас Махмудов
و Abdusalom Rahimov / Абдусалом Раҳимов

از چهره‌های این نسل بودند.

فیلم‌هایی مانند «من دختری را دیدم» ـ Я встретил девушку (۱۹۵۷)، «زمراد» ـ Зумрад (۱۹۶۲)، «پیانوی سفید» ـ Белый рояль (۱۹۶۹)، «دختر سوم» ـ Третья дочь (۱۹۷۰) و «ستاره‌ای در شب تاریک» ـ Звезда в ночи (۱۹۷۲) نشان می‌دهند که سینمای تاجیکستان به تدریج موضوعات اجتماعی و انسانی را نیز گسترش داد.

در آثار این دوره عشق، خانواده، جنگ، زندگی روستایی، اخلاق و تغییرات اجتماعی جای بیشتری پیدا کردند. سینما دیگر فقط درباره گذشته نبود؛ درباره زندگی مردم امروز نیز سخن می‌گفت.

گلاسنوست؛ نفس تازه پیش از فروپاشی

اصلاحات میخائیل گورباچف در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ فضای فرهنگی شوروی را تغییر داد. گلاسنوست و پرسترویکا به فیلمسازان امکان بیشتری برای پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی دادند. نسلی از فیلمسازان تاجیک در همین دوره شکل گرفت که تجربه آنها بعداً در سینمای مستقل پس از شوروی ادامه یافت. اما فرصت چندان طولانی نبود. در سال ۱۹۹۱ اتحاد شوروی فروپاشید و تاجیکستان وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت شد.

استقلال؛ آزادی سیاسی و بحران اقتصادی هم‌زمان

تاجیکستان در ۹ سپتامبر ۱۹۹۱ استقلال خود را اعلام کرد.

برای سینما، این رویداد دو پیام کاملاً متفاوت داشت. از یک سو، دیگر نظام ایدئولوژیک شوروی وجود نداشت و امکان تعریف سینمای ملی به وجود آمد. از سوی دیگر، نظام مالی و فنی سینمای شوروی نیز فروپاشید. تاجیک‌فیلم در تاریخ رسمی خود تأکید می‌کند که سینمای کشور پس از استقلال با بحران شدید اقتصادی روبه‌رو شد و در سال‌های جنگ داخلی بسیاری از فیلمسازان برای یافتن سرمایه و امکان تولید به خارج مهاجرت کردند.

سینما آزادی بیشتری به دست آورده بود، اما پول، سالن و امکانات تولید از دست رفته بود و سپس جنگ آغاز شد.

جنگ داخلی؛ پنج سالی که سینما را عقب راند

جنگ داخلی تاجیکستان از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ ادامه یافت.

این جنگ را نمی‌توان صرفاً جنگ میان حکومت و اسلام‌گرایان توصیف کرد. اختلافات سیاسی و منطقه‌ای، بحران اقتصادی و اجتماعی و شکاف‌های ایدئولوژیک در آن نقش داشتند و حزب نهضت اسلامی تاجیکستان یکی از نیروهای مهم جبهه مخالف حکومت که خواهان حکومت اسلامى در تاجيکستان بود.
جنگ برای جامعه تاجیکستان هزینه انسانی و اقتصادی سنگینی داشت و طبیعی بود که سینما در چنین شرایطی در حاشیه قرار بگیرد. استودیوها، سالن‌ها و نظام تولید آسیب دیدند. بخشی از فیلمسازان مهاجرت کردند و تولید فیلم در داخل کشور برای مدتی بیشتر به امکانات ویدئویی و تلویزیونی وابسته شد.

بختیار خدونظروف؛ سینمایی که از دل جنگ بیرون آمد

بختیار خدونظروف

در میان فیلمسازان نسل استقلال، Bakhtiyar Khudojnazarov / Бахтиёр Худойназаров بختیار خدونظروف (۱۹۶۵–۲۰۱۵) جایگاهی ممتاز دارد.

فیلم «کوش با کوش» ـ Кош ба кош (۱۹۹۳) تصویری از جامعه‌ای است که در میانه جنگ داخلی و فروپاشی ساختارهای اجتماعی قرار دارد. خدونظروف با این فیلم در جشنواره ونیز حضور یافت و جایزه شیر نقره‌ای بهترین کارگردانی را دریافت کرد.

بعدها «پدر ماه» ـ Luna Papa / Лунный папа (۱۹۹۹) را ساخت؛ فیلمی که تجربه آسیای مرکزی، خیال و طنز تلخ را در هم آمیخت. خدونظروف نشان داد که فیلمساز تاجیک می‌تواند از یک کشور کوچک و گرفتار بحران، به مخاطب بین‌المللی برسد.

جمشید عثمانوف و سینمای مؤلف

جمشید عثمانوف

Jamshed Usmonov / Ҷамшед Усмонов / Джамшед Усмонов جمشيد عثمانوف نیز یکی از چهره‌های مهم نسل پس از شوروی است.

فیلم «پرواز زنبور» ـ Parvoz-i Zambur (۱۹۹۸) و سپس «فرشته‌ای در سمت راست» ـ L’Ange à droite (۲۰۰۲) او را در فضای سینمای هنری و جشنواره‌ای مطرح کردند.

سینمای عثمانوف برخلاف آثار تاریخی دوره شوروی، بیشتر به انسان‌های عادی، خانواده، فقر، تنهایی و زندگی پس از فروپاشی می‌پردازد. در آثار او، بحران سیاسی بیشتر در زندگی روزمره شخصیت‌ها دیده می‌شود تا در شعارهای مستقیم سیاسی.

از سالن‌های قدیمی تا سينما «وطن» جدید

درباره تعداد سینماهای تاجیکستان پیش از استقلال، آمارهای مختلفی وجود دارد و با وجودى که گفته مى شود تاجيکستان بين ۶۰ یا ۷۰ سالن سينما داشته، اما نمی‌توان اين تعداد را به عنوان یک عدد قطعی تاریخی ارائه کرد. آمارهای رسمی سال‌های اخیر نشان می‌دهند که شبکه سینما همچنان محدود است و بخش مهمی از زیرساخت نمایش نیازمند بازسازی بوده است. در همین چارچوب، بازسازی سینما «وطن» ـ Vatan / Ватан اهمیت نمادین پیدا می‌کند.

«وطن» یکی از سالن‌های قدیمی دوشنبه است؛ نامی که برای چند نسل از مردم با خاطره سینما، فیلم و زندگی شهری گره خورده است. در سال ۲۰۲۶ این سینما به طور کامل بازسازی شد. سالن جدید ۲۵۰ صندلی دارد، به پرده‌ای با ابعاد ۱۰٫۳ در ۵٫۷ متر، پروژکتور لیزری دیجیتال و سیستم صوتی شامل ۲۳ بلندگو مجهز شده است. همچنین امکانات تازه‌ای برای فروش بلیت، اینترنت، برق اضطراری و دسترسی افراد دارای معلولیت فراهم شده است. «وطن» از این نظر فقط یک ساختمان بازسازی‌شده نیست و میان سینمای قدیمی و سینمای دیجیتال امروز، نوعی تداوم فرهنگی را نمایندگی می‌کند.

سينما وطن پس از بازسازى

سینمای تاجیکستان امروز؛ تولید دوباره آغاز شده است

سینمای تاجیکستان هنوز با صنعت سینمای بزرگ شوروی فاصله دارد، اما تولید داخلی در سال‌های اخیر افزایش یافته است. طبق گزارش تاجیک‌فیلم، این مؤسسه در سال ۲۰۲۵ مجموعاً ۲۴ فیلم تولید کرد: ۱۳ فیلم داستانی، ۷ مستند، ۲ انیمیشن و ۲ فیلم کوتاه.

در میان تولیدات آن سال فیلم‌هایی مانند «خواب سرخ» ـ Хоби сурх، «ماهی برای رفیق چرچیل» ـ Мохи барои рафик Черчил، «آشیانه نور» ـ Ошёни нур و «ریشه‌ها» ـ Решахо قرار داشتند.

در کنار تولیدات داخلی، همکاری با کشورهای دیگر نیز بخشی از سیاست توسعه سینمای تاجیکستان است. این روند نشان می‌دهد که تاجیک‌فیلم تلاش می‌کند از مرحله صرفاً حفظ ساختار قدیمی عبور کند و دوباره به تولید منظم برسد.

شايسته است که سينماى نوين تاجيکستان در مقالات جداگانه اى بررسى شود که اميدواريم در آينده نزديک بتوانيم به آن بپردازيم.

تلویزیون و اینترنت؛ تماشاگر از سالن خارج شده است

بحران سالن‌های سینما باعث شد تلویزیون در تاجیکستان اهمیت بیشتری پیدا کند.تاجیک‌فیلم خود توضیح می‌دهد که در سال‌های دشوار پس از استقلال، بحران مالی و فنی موجب گسترش فیلم‌های دیجیتال، ویدئویی و سریال‌های تلویزیونی شد.

امروز اینترنت مرحله دیگری را آغاز کرده است.

پلتفرم Tojikfilm.tv به عنوان سینمای آنلاین ملی، مجموعه‌ای از آثار جدید و کلاسیک تاجیکستان را عرضه می‌کند؛ از فیلم‌های دوره شوروی تا آثار سال‌های استقلال. سایت این پلتفرم اکنون آثاری از دهه‌های گذشته و فیلم‌های تولیدشده در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ را نیز در فهرست خود دارد. این اتفاق برای سینمای تاجیکستان اهمیت زیادی دارد. فیلم دیگر الزاماً برای رسیدن به تماشاگر به یک سالن در دوشنبه نیاز ندارد. یک فیلم تاجیکی می‌تواند از طریق اینترنت به تاجیک‌های مهاجر در روسیه، اروپا، آمریکای شمالی و دیگر نقاط جهان نیز برسد. به این ترتیب، فناوری دیجیتال بخشی از مشکل قدیمی سینمای تاجیکستان، یعنی فاصله میان فیلم و تماشاگر، را کاهش می‌دهد.

سینما میان دولت، بازار و آزادی هنری

مشکل سینمای تاجیکستان فقط کمبود سرمایه نیست.

بازار داخلی کوچک است، هزینه تولید بالا رفته و سالن‌های مجهز هنوز در سراسر کشور به اندازه کافی وجود ندارند. در چنین شرایطی، حمایت دولتی نقش مهمی در تولید و بازسازی زیرساخت‌ها دارد. برنامه توسعه سینمای جمهوری تاجیکستان برای سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۷ نیز بر تولید فیلم، بازسازی سالن‌ها و دیجیتالی شدن صنعت تأکید کرده است. اما وابستگی مالی به دولت پرسش دیگری را نیز مطرح می‌کند: رابطه میان حمایت دولتی و استقلال هنری.

این مسئله مختص تاجیکستان نیست؛ بسیاری از سینماهای ملی جهان برای ادامه فعالیت به کمک عمومی نیاز دارند. تفاوت در این است که در کشورهایی با فضای رسانه‌ای محدود، وابستگی اقتصادی می‌تواند در انتخاب موضوع و شیوه بیان نیز اهمیت بیشتری پیدا کند.

آيا در تاجيکستان امروز شرايط سانسور و فشارهاى سياسى بر هنرمندان وجود دارد؟

بر خلاف جمهورى اسلامى که سانسور و خفقان و سرکوب مردم و هنرمندان جزئى از ماهيت حکومت اسلامى است، در مورد تاجیکستان اما باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: يک، سرکوب و بازداشت مستقیم هنرمند يا فیلمساز به دلیل ساخت یک فیلم، دو فضای عمومی محدود برای آزادی بیان.

برای ادعای اینکه تعداد زیادی از هنرمندان تاجیک صرفاً به دلیل ارايه يک اثر هنرى سیاسی دستگير و شکنجه و زندانی شده‌اند، اسناد معتبر کافی در دست نیست. اما درباره فشار بر روزنامه‌نگاران، نویسندگان، مخالفان سیاسی و فعالان مدنی گزارش‌های مستند وجود دارد.

Human Rights Watch در گزارش خود درباره تاجیکستان از فشار بر روزنامه‌نگاران و منتقدان حکومت سخن گفته و به پرونده سه نویسنده اشاره کرده است که در سال ۲۰۲۴ به دلیل انتشار کتابی درباره مشکلات اجتماعی، از جمله فساد و مهاجرت، به زندان محکوم شدند. Freedom House نیز تاجیکستان را در گزارش «آزادی در جهان» در گروه کشورهای «غیرآزاد» قرار داده است.

برای سینما، این وضعیت اهمیت دارد، زیرا محدودیت هنری همیشه با توقیف یک فیلم یا بازداشت یک کارگردان آغاز نمی‌شود. گاهی محدودیت در مرحله انتخاب موضوع، تأمین بودجه یا تصمیم برای ساختن یا نساختن یک فیلم ظاهر می‌شود. در چنین محیطی، خودسانسوری نیز می‌تواند بخشی از واقعیت تولید فرهنگی باشد.

تئاتر؛ صحنه‌ای دیگر برای همان مسئله

تئاتر تاجیکستان نیز با مشکلات مشابهی روبه‌روست.

هزینه تولید، نگهداری سالن، دکور، لباس، نور و دستمزد گروه‌ها بالاست و فروش بلیت به تنهایی همیشه نمی‌تواند هزینه‌ها را پوشش دهد. به همین دلیل حمایت دولتی همچنان نقش مهمی دارد. تئاتر، مانند سینما، در مرز میان فرهنگ، اقتصاد و سیاست قرار گرفته است. هرچه یک نهاد فرهنگی بیشتر به بودجه عمومی وابسته باشد، مسئله استقلال هنری و انتخاب موضوع نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اما در کنار این محدودیت‌ها، تئاتر همچنان یکی از فضاهای اصلی زندگی فرهنگی تاجیکستان است و ارتباط مستقیم بازیگر و تماشاگر را حفظ کرده است؛ ارتباطی که سینمای دیجیتال تا اندازه‌ای از آن فاصله گرفته است.

ایران و تاجیکستان؛ یک زبان، دو سینما و یک حافظه تاریخی

برای مخاطب ایرانی، سینمای تاجیکستان فقط موضوعی درباره آسیای مرکزی نیست. رودکی، فردوسی، شاهنامه، ابن‌سینا و ادبیات فارسی، بخش‌هایی از یک میراث فرهنگی گسترده‌اند که امروز میان چند کشور تقسیم شده است. سینمای تاجیکستان در دوره شوروی این میراث را از طریق فیلم به نسل‌های جدید منتقل کرد.

امروز همکاری سینمایی میان ایران و تاجیکستان نیز ادامه دارد و تولیدات مشترک نشان می‌دهند که این رابطه می‌تواند از سطح زبان و ادبیات به همکاری حرفه‌ای نیز برسد. اما مهم‌تر از تولید مشترک، امکان بازگشت به داستان‌هایی است که پیش از مرزهای سیاسی امروز وجود داشته‌اند.
فیلم «ماهی در قلاب» به کارگردانى: محی‌الدین مظفر به عنوان نخستین محصول مشترک میان شبکه آی‌فیلم ایران و کشور تاجیکستان تولید و رونمایی شده است. به علت در دسترس نبودن اين فيلم در مورد محتوا و پرداخت آن نمى توانيم هيچ نظرى ارائه دهيم.

سینما می‌تواند دوباره رودکی و فردوسی را به تماشاگر ایرانی و تاجیک در یک قاب مشترک نشان دهد؛ نه به عنوان شخصیت‌هایی متعلق به یک دولت معاصر، بلکه به عنوان بخشی از تاریخ مشترک فرهنگی.

سینمای تاجیکستان؛ گذشته‌ای که هنوز تمام نشده است

مانند نمايش‌ نخستين فيلم تاريخ سينما از سوي برادران لومير در پاريس، تاریخ سینمای تاجیکستان نيز از نمايش فيلم یک قطار آغاز شد؛ قطاری که در سال ۱۹۲۹ وارد دوشنبه شد و دوربین برای نخستین بار آن را ثبت کرد. پس از آن، دوربین از امیران و انقلاب گفت؛ از روستا و شهر؛ از جنگ و صلح؛ از رودکی و فردوسی؛ از رستم و سیاوش؛ از شهرزاد و عشق؛ از جنگ داخلی و مهاجرت؛ و سرانجام از جامعه‌ای که هنوز در جست‌وجوی زبان سینمایی خود است.

این سینما در دوران شوروی متولد شد، در سال‌های استقلال با بحران روبه‌رو شد، جنگ داخلی را پشت سر گذاشت و سپس آرام‌آرام راه بازگشت به تولید را پیدا کرد. امروز دیگر تنها مسئله، ساخت فیلم نیست. فیلم باید ساخته شود، دیده شود و به تماشاگر برسد.

بازسازی سینما «وطن» در سی‌وپنجمین سال استقلال و راه‌اندازی پلتفرم Tojikfilm.tv دو نشانه از تلاش برای حل همین مسئله‌اند: یکی بازگرداندن تماشاگر به سالن و دیگری رساندن فیلم به تماشاگر از طریق اینترنت. اما آینده سینمای تاجیکستان فقط به تعداد فیلم‌های تولیدشده وابسته نیست. اين آينده به سرمایه و سالن و آموزش حرفه اي و به بازار و به همکارى بين المللى و بیش از همه، به فضایی نیاز دارد که فیلمساز بتواند آزادانه جامعه خود را ببیند و آن را به تصویر بکشد.

در سی‌وپنجمین سال استقلال مهم‌ترین پرسش درباره سینمای تاجیکستان این نبست که چه تعداد فیلم تولید می‌کند. پرسش مهم‌تر این است:

آیا سینمای تاجیکستان می‌تواند از گذشته بزرگ فرهنگی خود نیرو بگیرد و در عین حال، داستان انسان تاجیک امروز را با صدایی مستقل و معاصر روایت کند؟

اگر پاسخ این پرسش در سال‌های آینده در پرده سینما، در تلویزیون و در فضای دیجیتال دیده شود، سینمای تاجیکستان دیگر فقط میراثی از دوران شوروی یا خاطره‌ای از سالن‌های قدیمی نخواهد بود. در آن صورت، «وطن» تنها نام یک سینما نیست؛ نام جایی است که گذشته و امروز، تاریخ و تصویر، و حافظه و زندگی معاصر دوباره در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

پایان سخن

تاجیکستان در سال ۲۰۲۶ در مسیر توسعه اقتصادی و صنعتی قرار دارد و می‌کوشد به‌تدریج از وابستگی به حواله‌های ارزی و صادرات مواد خام عبور کند و پایه‌های اقتصاد خود را بر تولید، زیرساخت و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت استوار سازد. این مسیر، با وجود ظرفیت‌هایی همچون منابع انرژی، نیروی انسانی جوان و اجرای پروژه‌های بزرگ عمرانی، همچنان با دشواری‌های جدی روبه‌روست. فساد اداری و رشوه‌خواری، آسیب‌پذیری‌های اقتصادی، تهدیدهای ناشی از جریان‌های اسلام‌گرای افراطی و همجواری با افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر امنیت و روند توسعه کشور تأثیر بگذارند.

اما توسعه اقتصادی، زمانی پایدار و ماندگار خواهد بود که هم‌زمان با آن، توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز مورد توجه قرار گیرد. تاجیکستان نباید در مسیر پیشرفت اقتصادی، حقوق بشر، آزادی رسانه‌ها و شکوفایی فرهنگ و هنر را به حاشیه براند. آزادی فعالیت رسانه‌ای، تأمین امنیت شغلی و حرفه‌ای خبرنگاران و هنرمندان، کاهش و سرانجام حذف سانسور، احترام به آزادی بیان و دسترسی آزاد شهروندان به اینترنت جهانی، از الزامات جامعه‌ای مدرن و پویاست. رشد اقتصادی بدون آزادی اندیشه و خلاقیت فرهنگی، توسعه‌ای ناقص و شکننده خواهد بود.

تاجیکستان از سال ۲۰۰۴ اجرای مجازات اعدام را متوقف کرده است؛ اقدامی که می‌توان آن را یکی از گام‌های مهم در مسیر بهبود وضعیت حقوق بشری کشور دانست. گام بعدی می‌تواند حرکت به سوی لغو کامل مجازات اعدام در قوانین، آزادی خبرنگاران و نویسندگانی که به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای و بیان دیدگاه‌های خود زندانی شده‌اند، کاهش تدریجی محدودیت‌های رسانه‌ای و فرهنگی و فراهم کردن دسترسی آزادتر به اینترنت باشد. چنین تحولاتی نه تنها جایگاه بین‌المللی تاجیکستان را تقویت می‌کند، بلکه اعتماد عمومی و پویایی جامعه فرهنگی کشور را نیز افزایش خواهد داد.

با وجود نزدیک به هفت دهه حاکمیت شوروی و سیاست‌های گسترده آن برای دگرگون کردن ساختارهای اجتماعی و فرهنگی آسیای مرکزی، مردم تاجیکستان توانستند زبان فارسی، ادبیات و بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کنند. این استمرار فرهنگی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا تاجیکستان امروز یکی از مهم‌ترین کانون‌های زنده فرهنگ پارسی در بیرون از مرزهای سیاسی ایران معاصر است.

در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران و حکومت طالبان در افغانستان، هر یک به شیوه خود، با سیاست‌های ایدئولوژیک و محدودیت‌های فرهنگی، بخش‌هایی از میراث آزاد و متنوع فرهنگی منطقه را تحت فشار قرار داده‌اند و بسيارئ از گنجينه هاى بزرگ فرهنگى و ميراث بشريت را نابود کرده اند، تاجیکستان توانسته نقش متفاوتی در حفظ و بازآفرینی این میراث ایفا کند. تجربه تاریخی، زبان پارسی و پیوندهای ادبی تاجیکستان با حوزه تمدنی ایران، سرمایه‌ای فرهنگی است که نه تنها متعلق به تاجیکان، بلکه بخشی از میراث مشترک مردم جغرافیای بزرگ فرهنگ ایرانی است.

تاجیکستان امروز از تجربه تلخ جنگ داخلی فاصله گرفته و ثبات سیاسی و اجتماعی بیشتری پیدا کرده است. اکنون فرصت آن فراهم شده تا این ثبات به بستری برای شکوفایی بیشتر فرهنگ و هنر تبدیل شود؛ از ادبیات و موسیقی گرفته تا تئاتر و سینما. آینده فرهنگی تاجیکستان می‌تواند در گرو آن باشد که میان حفظ هویت تاریخی و پذیرش جهان معاصر تعادل برقرار کند؛ هویتی که ریشه‌های آن در تاریخ ایران‌زمین و زبان پارسی است، اما افق آن می‌تواند کاملاً معاصر و جهانی باشد.

حیف است کشوری با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگی، با مردمی فرهنگ‌دوست، مهمان‌نواز و پرتلاش، در شمار کشورهایی قرار گیرد که محدودیت‌های سیاسی و فرهنگی، نام آنها را بیش از دستاوردهای هنری و تاریخی‌شان به یاد می‌آورد. تاجیکستان ظرفیت آن را دارد که در آسیای مرکزی، نه تنها به عنوان یک کشور در حال توسعه، بلکه به عنوان یکی از مهم‌ترین پاسداران فرهنگ پارسی و میراث تاریخی ایران‌زمین شناخته شود.

سینمای آزاد، سی‌وپنجمین سال استقلال تاجیکستان را به همه مردم این سرزمین زیبا و یگانه و به تمام مردم جغرافیای بزرگ فرهنگ و هنر ایران‌زمین شادباش می‌گوید و برای تاجیکستان، آینده‌ای همراه با آزادی، آرامش، پیشرفت و شکوفایی فرهنگی آرزو دارد.

ای ستمدیدگان، ای اسیران!

وقت آزادی ما رسید

مژدگانی دهید، ای فقیران!

در جهان صبح شادی دمید…

هر ستمگار دون خرم و شاد

سالها جام عشرت چشید در شب تیره جور و بیداد

هر ستمدیده محنت کشید…

بخشى از سروده صدرالدین عینی به نام مارش حریت

منابع

منابع اصلی تاریخی و سینمایی

  1. Tajikfilm / ТаджикфильмThe History of Tajik Cinematography؛ تاریخ شکل‌گیری سینمای تاجیکستان، تاجیک‌کینو، فیلمسازان دوره شوروی و تحولات سینما پس از استقلال.
  2. Tajikfilm / Tojikfilm – اطلاعات رسمی درباره تولیدات، فیلمسازان، بازیگران و برنامه توسعه سینمای تاجیکستان.
  3. Tojikfilm.tv – پلتفرم رسمی آنلاین سینمای تاجیکستان؛ برای بررسی فیلم‌های کلاسیک و تولیدات جدید.
  4. Khovar – National Information Agency of Tajikistan – گزارش‌های مربوط به سینما «وطن»، بازسازی زیرساخت‌های سینمایی و تحولات سینمای تاجیکستان در سال ۲۰۲۶.
  5. Avesta News Agency – گزارش تولید ۲۴ فیلم توسط تاجیک‌فیلم در سال ۲۰۲۵.
  6. Encyclopaedia Iranica – مدخل‌های مربوط به تاریخ تاجیکستان، اسلام سیاسی و تحولات قرن بیستم آسیای مرکزی.
  7. UNESCO – مطالعات مربوط به بخش‌های فرهنگی و خلاق تاجیکستان و وضعیت سینما.
  8. National Center of Legislation of Tajikistan – قوانین جمهوری تاجیکستان درباره سینما و ساختار حقوقی صنعت فیلم.

منابع مربوط به وضعیت سیاسی و آزادی بیان

  1. Human Rights Watch – World Report: Tajikistan – گزارش درباره آزادی بیان، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و مخالفان سیاسی.
  2. Freedom House – Freedom in the World: Tajikistan – اطلاعات مربوط به آزادی‌های مدنی، حقوق سیاسی و وضعیت رسانه‌ها.

منابع مربوط به زیرساخت سینما

  1. Adlia – Legal Information System of Tajikistan – آمار و اسناد مربوط به شبکه سالن‌های سینما و برنامه‌های توسعه سینمایی.
  2. پژوهش‌های دانشگاهی تاجیکستان درباره سینما و بازار نمایش فیلم – برای بررسی تحولات تعداد سالن‌ها و اقتصاد سینمای تاجیکستان.