چگونه سانسور، فساد و وفاداری سیاسی صنعت ابتذال سینمای جمهوری اسلامی ایران را شکل دادهاند
صنعت سینمای ایران سالهاست که در سطح بینالمللی بهعنوان عرصهای فرهنگی و هنری شناخته میشود. فیلمهای کارگردانان ایرانی در جشنوارههای جهانی جوایز دریافت میکنند و بازیگران ایرانی توجه جهانیان را به خود جلب کردهاند. اما پشت این تصویر، واقعیتی پنهان است که در داخل کشور کمتر میتوان آزادانه دربارهٔ آن سخن گفت: سیستمی مبتنی بر کنترل سیاسی، سانسور ایدئولوژیک، فساد و سوءاستفاده از قدرت.
در جمهوری اسلامی ایران، تقریباً هیچ فیلمی بدون تأیید نهادهای حکومتی امکان تولید ندارد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای نظارتی، فیلمنامهها، روند تولید و اکران آثار را کنترل میکنند. صحنهها حذف میشوند، محتوا تغییر میکند و موضوعات انتقادی نسبت به جامعه و حکومت سانسور میشوند. بسیاری از سینماگران سالهاست از فشار مستقیم نهادهای سیاسی و امنیتی سخن میگویند.
در این میان، شبکههای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشی بسیار تأثیرگذار دارند. این نهادها نهتنها قدرت سیاسی و اقتصادی گستردهای در اختیار دارند**، بلکه بخش بزرگی از فضای فرهنگی و رسانهای کشور را نیز کنترل میکنند. شرکتهای تولید فیلم، منابع مالی و مؤسسات فرهنگی اغلب بهطور مستقیم یا غیرمستقیم زیر نفوذ ساختارهای حکومتی قرار دارند. در چنین شرایطی، تهیهکنندگان بیشتر از آنکه حامی هنر مستقل باشند، به ناظران سیاسی تبدیل شدهاند که محتوا را مطابق با ایدئولوژی حاکم شکل میدهند.
برای بسیاری از کارگردانان، نویسندگان و بازیگران، فعالیت در این فضا به معنای سازگاری دائمی با قواعد سانسور است. هرکس از خطوط ایدئولوژیک حکومت عبور کند، ممکن است با ممنوعالکاری، بازجویی یا حذف کامل از فضای حرفهای روبهرو شود. آزادی هنری تنها در محدودهای بسیار محدود و کنترلشده امکانپذیر است.
زنان و تاریکی پشت پردهٔ سینمای ایران
پشت چهرهٔ پرزرقوبرق سینمای جمهوری اسلامی، سالها روایتهایی از سوءاستفادهٔ جنسی، تحقیر و فساد پنهان مانده است. بسیاری از بازیگران زن جوان برای گرفتن نقش، ورود به پروژهها یا ادامهٔ فعالیت حرفهای، با فشارها و پیشنهادهای غیراخلاقی روبهرو شدهاند. زنانی که میخواهند وارد عرصهٔ بازیگری شوند، اغلب در معرض وابستگی به تهیهکنندگان یا افراد بانفوذ قرار میگیرند. شبکههای غیررسمی دربارهٔ نقشها، آیندهٔ حرفهای و دیدهشدن تصمیم میگیرند. در چنین فضایی، درخواستهای مالی، روابط اجباری و بهرهکشی جنسی به بخشی از یک ساختار فاسد تبدیل شده است.
در محافل سینمایی، سالها از «تستهای خصوصی»، «مهمانیهای اجباری» و تهیهکنندگانی گفته میشد که از قدرت و ارتباطات خود برای سوءاستفاده از زنان استفاده میکردند. اما ترس از حذف، ممنوعالکاری و فشار امنیتی، بسیاری را وادار به سکوت کرده بود.

در سالهای اخیر، برخی زنان سینما با شجاعت دربارهٔ این تجربهها سخن گفتند و بخشی از واقعیت پنهانِ پشت شعارهای اخلاقی حکومت را آشکار کردند؛ واقعیتی که نشان میدهد در ساختاری آلوده به سانسور و قدرت، بدن زن نیز به ابزاری برای معامله و کنترل تبدیل شده است. براى نخستين بار رسما خانم سمیه میرشمسی (دستیار کارگردان): با انتشار روایتی مستند از بدرفتاری و درخواست آزارگرانه یک بازیگر مرد (فرهاد اصلانی) در پشتصحنه، افشاگرى در اين باره را رقم زد.
بهارک صالح نيا و کتایون ریاحی و لادن طباطبایی و شبنم فرشادجو و ريحانه پارسا نيز تجربیات تلخ خود از تعرض و آزارهای جنسی توسط عوامل مرد و بازیگران سرشناس در سالهای گذشته را علنی کردند.
در پى اين افشاگرى ها صدها نفر از زنان فعال در صنعت سینما با امضای بیانیهای بیش از ۸۰۰ زن سینماگر، وجود خشونت سیستماتیک، تبعیض و باجگیری جنسی در محیطهای کاری را تایید کردند.
محسن مهدیان، از مدیران سابق در خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران و مدیر عامل مؤسسه همشهری، این زنان معترض را «طوطیان نولیبرال وطنی» خطاب کرد. ***
فرهاد اصلانی: در پی افشاگریهای سمیه میرشمسی (دستیار کارگردان)، این بازیگر به رفتارهای خارج از عرف و آزار کلامی در پشتصحنه متهم شد.
ابولقاسم طالبى: از سويبهارک صالح نيا و دو بازيگر زن ديگر متهم به آزار جنسى شده است. همچنين گفته مي شود که او عضو وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران (اداره اصفهان) بودهاست.
سعید پورصمیمی: این بازیگر قديمى سینما از سوی کتایون ریاحی به آزار جنسی در سالهای گذشته متهم گردید.
حبیب رضایی: در پی شکایت حقوقی و دعوای قضایی بین برخی سینماگران، وی به عنوان یکی از طرفینِ متهم در پروندههای مربوط به خشونتهای رفتاری شناخته شد.
آیدین آغداشلو: اگرچه ایشان نقاش و مدرس هنر است، اما اتهامات گستردهای از سوی چندین زن علیه وی در حوزه هنری و سینما مطرح شد و او به عنوان یکی از عاملان اصلی آزار جنسی مورد توجه قرار گرفت.
محسن نامجو: خواننده و آهنگساز که در پروژههای سینمایی و تئاتری نیز حضور داشته است، توسط چند زن به آزار جنسی متهم شد.
پژمان جمشیدی: فوتباليست سابق و هنرپيشه پولساز. اتهام او تجاوز به دختری 20 ساله که با بازداشت موقت او همراه شد و در داخل و خارج کشور به خاطر انحراف افکار عمومى از اعتراضات و قيام ملى از سوى بنگاه هاى رسانه اي نزديک به رژيم چون بمب خبری دست به دست شد. در صدور حکم قضاییبه او به تعداد ۹۹ ضربه شلاق یا «مجازات تعزیری» محکوم شده است.
مهدى کوشکى و حبيب رضايى و مهدى کرم پور و کاوه سجادى حسينى و … ديگر کارگزاران سينماى جمهورئ اسلامى هستند که نامشان در ارتباط با سواستفاده هاى جنسى مطرح شده اند.
وفاداری سیاسی نتيجه ابتذال سینمای جمهوری اسلامی
در کنار این وضعیت، طی دههها گروهی از بازیگران، کارگردانان و تهیهکنندگان مشهور به یک طبقهٔ ممتاز فرهنگی تبدیل شدند که رابطهای نزدیک با مراکز قدرت حکومتی داشتند. بسیاری از این چهرهها نهتنها در برابر فساد موجود و سواستفاده از کارگزاران زنان سينما و سانسور سکوت کردند، بلکه آشکارا از آن حمایت نمودند. آنان بارها با امضای بیانیهها و طومارهای رسمی، حمایت خود را از حکومت جمهوری اسلامی اعلام کردند و در رسانههای حکومتی به بازتولید روایتها و تبلیغات رسمی پرداختند؛ بهویژه در دورههای اعتراضات مردمی و بحرانهای سیاسی.
این نزدیکی به قدرت، سالها برای آنان دسترسی ویژه به بودجههای دولتی، تولیدات سینمایی، جشنوارهها و حضور رسانهای فراهم کرده است. در مقابل، صداهای مستقل بهطور سیستماتیک حذف، سانسور یا به سکوت وادار شدند.
اما امروز، همزمان با گسترش بحران سيسى اجتماعی و جنبش هاى انقلابى در ایران، نگاه جامعه به این طبقهٔ فرهنگی نیز در حال تغییر است. بسیاری از مردم، این هنرمندان را دیگر چهرههایی مستقل نمیدانند، بلکه آنان را بخشی از ساختاری میبینند که در فساد، سرکوب و کنترل ایدئولوژیک سهیم بوده است. فاصلهٔ میان واقعیت جامعه و تصویری که فرهنگ رسمی حکومتی ارائه میدهد، هر روز آشکارتر میشود.
پابرگى ها و منابع:
**
- تسهیلات سازمان سینمایی و بانک ملی: وامهای کلان برای پروژهها و طرحهای توسعهای سینما بر اساس تفاهمنامه سازمان امور سینمایی با بانک ملی ایران اعطا میشود.
- وام خوداشتغالی و کارآفرینی: بانک سپه وامهای اشتغالزایی (مانند طرحهای اشتغالزایی بسیج سازندگی) پرداخت میکند که نیازمند معرفینامه از نهادهای حمایتی است.
- تسهیلات عمومی و قرضالحسنه: فیلمسازان میتوانند از طرحهای عمومی و امتیازی بانک سپه مانند طرح نگین امید (وام قرضالحسنه) یا طرح نگین میثاق با ایجاد میانگین حساب بهرهمند شوند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B1_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B2%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86


آخرین دیدگاهها