وقتی قدرت، بدن زن را معامله می‌کند (بخش نخست)

از سیاست تا سینما؛ چگونه زنان قربانی شبکه‌های پنهان قدرت می‌شوند

در ظاهر، جهان سیاست و سینما دو دنیای متفاوت‌اند؛ یکی با کت‌وشلوارهای رسمی و سخنرانی‌های دیپلماتیک، دیگری با فرش قرمز، دوربین‌ها و نورافکن‌ها. اما پشت این دو ویترین پرزرق‌وبرق، شباهتی تاریک پنهان شده است: ساختار قدرتی که بارها از بدن زنان به‌عنوان ابزار معامله، کنترل و حذف استفاده کرده است.

سال‌هاست که رسوایی‌های جنسی، از هالیوود تا پارلمان‌ها، تصویری را آشکار کرده‌اند که بسیاری ترجیح می‌دادند نبینند؛ اینکه در بسیاری از مواقع، موفقیت زنان نه‌تنها به استعداد، بلکه به میزان مقاومت یا تسلیم آنان در برابر مردان قدرتمند گره خورده است.

در صنعت سینما، این مسئله تنها به «آزار فردی» محدود نیست. موضوع، یک سیستم است. سیستمی که در آن تهیه‌کنندگان، سرمایه‌گذاران، مدیران رسانه‌ای و حتی چهره‌های سیاسی می‌توانند مسیر حرفه‌ای یک بازیگر زن را تعیین کنند؛ سیستمی که در آن سکوت، بخشی از قرارداد نانوشته قدرت است.

رسوایی مربوط به Harvey Weinstein تنها یک نمونه نبود؛ او به نماد ساختاری تبدیل شد که سال‌ها در هالیوود وجود داشت و بسیاری از آن خبر داشتند اما سکوت می‌کردند. ده‌ها بازیگر زن بعدها روایت کردند که چگونه میان «پیشرفت حرفه‌ای» و «حفظ کرامت شخصی» مجبور به انتخاب شده بودند.

فیلم She Said این واقعیت را با لحنی سرد و مستندگونه روایت می‌کند؛ داستان خبرنگارانی که شبکه سوءاستفاده جنسی واینستین را افشا کردند. اما شاید ترسناک‌ترین نکته فیلم این باشد که نشان می‌دهد مشکل، فقط یک مرد نبود؛ بلکه سیستمی بود که از او محافظت می‌کرد.

در The Assistant نیز تماشاگر با فضای خفقان‌آور دفتری روبه‌رو می‌شود که همه چیز را می‌دانند اما هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید. قربانیان می‌ترسند، همکاران سکوت می‌کنند و قدرت، خود را پشت قراردادها و لبخندهای رسمی پنهان می‌کند.

اما چرا سیاستمداران به این فضا نزدیک می‌شوند؟

پاسخ ساده است: سینما فقط سرگرمی نیست؛ ابزار نفوذ فرهنگی است. سیاستمداران و صاحبان قدرت همیشه فهمیده‌اند که تصویر، احساسات مردم را بیشتر از سخنرانی‌ها کنترل می‌کند. نزدیکی به ستاره‌ها، جشنواره‌ها و رسانه‌ها نوعی سرمایه سیاسی ایجاد می‌کند. در این میان، زنان جوانی که وارد این جهان می‌شوند، اغلب در ضعیف‌ترین موقعیت قرار دارند؛ بدون شبکه حمایتی، بدون امنیت شغلی و در برابر مردانی که می‌توانند آینده‌شان را بسازند یا نابود کنند.

بسیاری از قربانیان سال‌ها سکوت کردند، نه به‌خاطر ضعف، بلکه به‌خاطر ترس. ترس از حذف شدن، نابود شدن در رسانه‌ها، از دست دادن نقش‌ها یا حتی متهم شدن به دروغ‌گویی. ساختار قدرت دقیقاً بر همین ترس بنا شده است.

جنبش #MeToo این سکوت را شکست، اما واقعیت تلخ این است که تغییرات هنوز سطحی‌اند. همان صنعت‌هایی که امروز از حقوق زنان حرف می‌زنند، دیروز از آزارگران مشهور سود می‌بردند. بسیاری از جشنواره‌ها و استودیوها تنها زمانی واکنش نشان دادند که افکار عمومی دیگر اجازه سکوت نمی‌داد.

مشکل اصلی فقط چند مرد فاسد نیستند. مشکل، فرهنگی است که قدرت را بالاتر از انسانیت قرار می‌دهد. فرهنگی که زنان را به «سرمایه قابل مصرف» تبدیل می‌کند و تا زمانی که سود، شهرت یا نفوذ وجود داشته باشد، چشم خود را بر سوءاستفاده می‌بندد.

شاید به همین دلیل است که بسیاری از فیلم‌های افشاگرانه درباره سوءاستفاده جنسی، بیش از آنکه درباره رابطه جنسی باشند، درباره ترس‌اند؛ ترس از قدرت، ترس از حذف شدن، و ترس از سیستمی که قربانی را مقصر جلوه می‌دهد.

وقتی سیاست، رسانه و سرمایه به هم گره می‌خورند، حقیقت معمولاً آخرین چیزی است که دیده می‌شود.

و در این میان، زنانی که وارد بازی قدرت می‌شوند، اغلب خیلی دیر می‌فهمند که در این سیستم، بدن انسان می‌تواند به بخشی از معامله تبدیل شود.

 

ادامه در بخش‌دوم مقاله