وقتی قدرت، بدن زن را معامله می‌کند – پشت پرده فرش قرمز (بخش دوم)

چگونه قدرت سیاسی و شبکه‌های فرهنگی اروپا سکوت را مدیریت می‌کنند

از بیرون، همه‌چیز شبیه یک رؤیاست.
نور دوربین‌ها، لباس‌های گران‌قیمت، ستارگانی که روی فرش قرمز قدم می‌زنند و سیاستمدارانی که در ردیف اول سالن‌های مجلل کنار تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران نشسته‌اند. جشنواره‌های سینمایی اروپا، به‌ویژه در France، سال‌ها تصویری از آزادی، هنر و روشنفکری را به جهان فروخته‌اند.

اما پشت این ویترین باشکوه، ساختاری پیچیده از قدرت وجود دارد؛ شبکه‌ای که در آن سیاست، سرمایه، رسانه و سینما به‌طرزی نامرئی در هم تنیده شده‌اند.

در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از رسوایی‌های جنسی و مالی، تصویر رمانتیک صنعت فرهنگ اروپا را ترک داده است. از پرونده Harvey Weinstein در آمریکا تا بحث‌های جنجالی پیرامون Gérard Depardieu و حمایت بخشی از نخبگان فرهنگی فرانسه از Roman Polanski، یک پرسش بیش از همیشه مطرح شده است:
آیا صنعت فرهنگ اروپا واقعاً مدافع آزادی است، یا فقط از چهره آزادی برای محافظت از قدرت استفاده می‌کند؟

بسیاری از کارشناسان رسانه معتقدند مشکل، تنها رفتار چند فرد مشهور نیست. مسئله، ساختاری است که در آن روابط شخصی، نفوذ سیاسی و منافع اقتصادی اغلب مهم‌تر از شفافیت عمل می‌کنند. جشنواره‌های بزرگ اروپایی نه‌فقط رویدادهای فرهنگی، بلکه میدان‌های دیپلماسی نرم هستند؛ جایی که دولت‌ها، شرکت‌های رسانه‌ای و سرمایه‌گذاران جهانی تلاش می‌کنند روایت مطلوب خود را به جهان صادر کنند.

در چنین فضایی، سکوت ارزشمند می‌شود.

بازیگران جوان، خبرنگاران مستقل و حتی کارکنان داخلی صنعت سینما بارها گفته‌اند که انتقاد از چهره‌های بانفوذ می‌تواند به حذف حرفه‌ای منجر شود. بسیاری از قربانیان آزار جنسی سال‌ها سکوت کردند، نه به این دلیل که چیزی برای گفتن نداشتند، بلکه چون می‌ترسیدند هیچ‌کس حاضر نباشد در برابر شبکه قدرت از آن‌ها حمایت کند.

جنبش #MeToo این سکوت را شکست، اما در اروپا واکنش‌ها پیچیده‌تر از آمریکا بود. بخشی از نخبگان فرهنگی فرانسه هشدار دادند که این جنبش ممکن است «فرهنگ اغواگری فرانسوی» را نابود کند. همین جمله برای بسیاری از فعالان حقوق زنان نشانه‌ای بود از اینکه هنوز بخشی از فضای فرهنگی اروپا میان آزادی فردی و سوءاستفاده از قدرت مرزی شفاف نمی‌بیند.

منتقدان می‌گویند مشکل اصلی، نوعی مصونیت فرهنگی است؛ وضعیتی که در آن هنرمندان، سیاستمداران یا چهره‌های بانفوذ، به دلیل جایگاه اجتماعی خود کمتر مورد بازخواست قرار می‌گیرند. در چنین سیستمی، شهرت می‌تواند به سپری برای فرار از پاسخ‌گویی تبدیل شود.

نام Emmanuel Macron نیز در سال‌های اخیر بارها در بحث‌های مربوط به رابطه سیاست و نخبگان فرهنگی مطرح شده است. مخالفان او را نماد طبقه تکنوکرات و نزدیک به شبکه‌های مالی و رسانه‌ای می‌دانند؛ شبکه‌هایی که به گفته منتقدان، فضای فرهنگی فرانسه را نیز تحت تأثیر قرار داده‌اند.

آنچه امروز در اروپا در حال رخ دادن است، بیش از یک بحران اخلاقی ساده است. این یک بحران اعتماد است. بحرانی که در آن بخشی از جامعه دیگر نمی‌تواند به‌سادگی روایت رسمی رسانه‌ها، جشنواره‌ها و نهادهای فرهنگی را بپذیرد.

اروپا هنوز خود را قاره آزادی معرفی می‌کند.
اما پرسش اینجاست:
آزادی برای چه کسانی؟
و سکوت به قیمت حذف چه کسانی حفظ می‌شود؟

 

لينک به بخش نخست