مصاحبه بصیر نصیبی با هادی علی‌پناه به مناسبت ششمین سال تلاش و پژوهش‌هایش در مورد جنبش سینمای آزاد

دوستان و همراهان عزیز

بیش از شش سال است که پژوهشی برای جمع آوری، حفظ و معرفی سینمای آزاد توسط هادی علی‌پناه آغاز شده است. برقراری ارتباط با فیلم‌سازان، با توجه به پراکندگی بچه‌ها در ایران و بخصوص بعد از لغو فعالیت دفتر سینمای آزاد در سال ۵۸ در سراسر جهان، کاری بس دشوار و تا حدودی غیره ممکن به نظر می‌رسید. من در کتاب ده سال سینمای آزاد ایران نوشته بودم که همه چیز باید در مورد سینمای آزاد به حق نوشته شود. آن هم برای آیندگان که اگر کسی خواست قدمی بردارد و کاری بکند. و امروز زمان آن رسیده که با هادی یک گفتگویی داشته باشم.

(این مصاحبه با همکاری یاور و همراهم در پنجاه سال گذشته نسرین بهجو تهیه و تنظیم شده است)

بصیر: خیلی‌ها فکر می‌کردند که با رفتن من از ایران سینمای آزاد هم تمام شد. ولی امروز می‌بینیم که وجود تو و تلاشت برای بازیابی اسناد و فیلم‌ها و سفرهای تو برای پیدا کردن بچه‌های سینمای آزاد به سرتاسر ایران اثبات پابرجائی آن است و من بسیار از تو سپاسگزارم. تا قبل از مطرح کردن سوال‌هایم خیلی برام مهم است که بدانم تا به حال چند فیلم و چند فیلم‌ساز را پیدا کردی؟

هادی: هم از شما سپاسگزارم و هم از همه دوستان و سینمای آزادی‌های عزیز که در این مسیر همراه و حامی من بوده‌اند و هستند. فکر می‌کنم اگر بخواهم اسم بیاورم هم زمان بسیار بیشتری لازم است و هم ممکن است کسی را از قلم بیندازم و شرمنده شوم. ولی مطمئنم که همه دوستان می‌دانند که قدردان همراهی و دوستی‌شان هستم. و اصلا این کار بدون همراهی و حمایت و اعتماد خود عزیزان سینمای آزاد امکان پذیر نبود. در مورد تعداد فیلم‌سازها با چیزی قریب بر 150 نفر از فیلم‌سازان یا خانواده فیلم‌سازانی که فوت شده‌اند گفتگو کرده‌ام. طبعا به دنبال یافتن راه ارتباط با بسیاری از دوستان فیلم‌ساز هم هستم که امیدوارم در آینده موفق به صحبت با آنها بشوم. مثل خانم گیتی وحیدی، آقای مهرداد تدین، هورمزد ناظم زاده، فیروز گوهری، علی یگانه و بسیاری دیگر.

تا به امروز چیزی نزدیک به 300 عدد از فیلم‌ها به همراه مقدار زیادی از فیلم‌های اوتی، فیلم از رویدادهای مربوط به سینمای آزاد و همینطور فیلم‌های خانوادگی فیلم‌سازان که اهمیت اسنادی زیادی دارند جمع آوری شده. خوشبختانه آمار فیلم‌ها هر روز رو به افزایش است و امیدوارم روزی نه شاید همه بلکه بخش عمده فیلم‌ها را جمع آوری کنیم.

بصیر: از چه زمانی با نام سینمای آزاد آشنا شدی و چه خصوصیتی در آن دیدی که به دنبال شناخت بیشتری از این جنبش رفتی؟

هادی : در ابتدا باید بگویم که تمام تلاشم را خواهم کرد تا خلاصه حرف بزنم. چرا که توضیح کامل برای هر سوال وقت و شرح زیادی می‌طلبد که امیدوارم بعداً در قالب کتابی که قصد نوشتن آن را دارم به آن بپردازم.

پیش‌تراز شروع پژوهشم درباره سینمای آزاد، نام آن را شنیده بودم اما هیچگاه متوجه گستردگی و اهمیت آن نشده بودم. اما زمانی که یعنی شش سال پیش تصمیم گرفتم برای نوشتن مقاله‌ای درباره «تاریخ فیلم کوتاه» در سینمای ایران خیلی جدی‌تر درباره پیشگامان ساخت فیلم کوتاه و سازمان‌های فعال در تولید فیلم کوتاه تحقیق کنم. یک نام بیشتر و بیشتر توجه من را به خودش جلب کرد. نامی که کمتر به آن پرداخته شده بود اما هر چه بیشتر درباره‌اش می‌خواندم کنجکاوی من درباره آن بیشتر می‌شد. «سینمای آزاد».

ابتدا وب‌سایت سینمای آزاد را پیدا کردم و بعد کتاب «ده سال سینمای آزاد ایران» را. یادم است اولین کاری که بعد از خواندن کتاب کردم رفتن سراغ دوستان پژوهشگر و آرشیویست بود و پرسیدن درباره فیلم‌های سینمای آزاد.

در آن کتاب از 300 فیلم‌ساز در بیش از 20 شهر کشور صحبت شده بود. از بیش از 1000 فیلم کوتاه حرف به میان آمده بود و فهرست تعدادی از فیلم‌ها و فیلم‌سازانشان در انتهای کتاب وجود داشت. از جشنواره‌ها و کتاب‌ها و مجلات و برنامه‌های تلویزیونی صحبت شده بود. همه اینها را که خواندم طبعاً مسئله اصلی برایم دیدن تعدادی از فیلم‌ها بود.

بصیر : خوب یادم هست که چطور ساعت یک صبح به خانه ی من واقعا حمله کردند و کلید دفتر سینمای آزاد که طبقه دوم بود را خواستند و دفتر را پلمب کردند و تمام آرشیو فیلم هم توقیف شد.

هادی: بعله، هیچ‌ کس سراغی از فیلم‌ها نداشت. دوستان جوان‌ترم مثل من هیچ فیلمی از سینمای آزاد ندیده بودند و دوستان باسابقه‌تر اگر فیلمی دیده بودند مربوط به همان دوره فعالیت 10 سالۀ سینمای آزاد بود.

یادم است در آن روزها دائم با خودم فکر می‌کردم مگر همچنین چیزی ممکن است؟ اصلاً چطور می‌شود که چنین چیزی این‌قدر مورد بی‌توجهی قرار گرفته باشد؟ این سؤال را هنوز از خودم می‌پرسم یا کسانی که با هر جلسه نمایش فیلم یا کنفرانس و سخنرانیِ تازه با سینمای آزاد آشنا می‌شوند از من می‌پرسند.

اصلاً اینکه مکانیزمی وجود دارد که این‌چنین می‌تواند یک تاریخ 10 ساله را با چنین گسترده‌گی و تأثیرگذار پنهان کند؛ خود جای سؤال و شگفتی بسیار دارد و البته دلیل محکمی می‌شود برای کار کردن برخلاف و ضد آن مکانیزم.

یکی دیگر از دلائلم نگاهی بود که اعضای سینمای آزاد به سینما داشتند و هنوز هم دارند، برایم بسیار جذاب است و خودم هم تا حد زیادی به سینما به همین صورت نگاه می‌کنم. البته این را هم نمی‌توانم انکار کنم که بعد از شش سال درگیری مدام با سینمای آزاد و بقول خودتان همراهان سینمای آزاد، بسیار از آنها آموخته‌ام. نحوه کارشان، اینکه چطور از هیچ شروع کردند و با روحیه‌ای که محدودیت نمی‌شناخت همه چیز را خودشان ایجاد کردند. اینکه این‌قدر در کارشان جدی بودند که با فاصله کوتاهی شروع کردند به جلب‌کردن توجه موافقان و مخالفان. و بعدتر که فیلم‌هایی را پیدا کردم یا از فیلم‌سازان گرفتم و دیدم، دلائلم برای توجه بیشتربه سینمای آزاد قوی‌تر و قوی‌تر شدند.

بصیر: خوب اولین فیلمی که از سینمای آزاد دیدی چه بود و چه حس و برداشتی از آن داشتی؟

هادی: اولین فیلم که از سینمای آزاد دیدم «دختربس نمی‌خواست تنها باشد» ساخته آقای ناصر غلامرضایی بود. انگار چیزی محکم توی سرم خورده بود. مگر می‌شود چنین فیلمی این‌همه سال گمنام باقی مانده باشد و نسل جوان کاملاً از آن بی‌خبر باشد؟ فیلمی داشتم می‌دیدم که تأثیرش را روی فیلم‌سازان بعد از خودش آشکارا می‌شد تشخیص داد.

رسیده بودم به سرچشمه! فقط این را بگویم که این تجربه تقریباً با هر فیلم تازه‌ای که از سینمای آزاد می‌بینم کم و بیش برایم تکرار می‌شود.

شش سال است که دائم چیزهایی از غیب توی سرم می‌خوردند! بعد هر چقدر با فیلم‌سازان بیشتر آشنا شدم و شانس صحبت کردن باهاشان را پیدا کردم و دوستی‌هایی بین من و آنها شکل گرفت، همه چیز برایم جدی‌تر و جدی‌تر شد. این روند هنوز هم ادامه دارد.

بصیر: در عرض این چند سال شاهد تلاش‌هایت برای پیدا کردن بچه‌ها چه داخل و چه خارج هستم. تقریبا به تمام شهرستان‌هایی که دفتر سینمای آزاد داشته هم سفر‌های متعدی کرده‌ائی و با بچه‌ها آشنا شدی. برخورد آنها با تو و حس تو چی بود؟

هادی: البته این را بگویم که هنوز به دنبال یافتن اعضای سینمای آزاد شهرهایی مثل تبریز، ارومیه، اراک یا کرمانشاه هستم. این دفاتر عموما چون اعضای کمتری داشتند یافتنشان سخت‌تر هم هست. در برخی موارد مثل شهر تبریز چون اعضای دفتر دانشجو بوده‌اند و اهل آن شهر نبودند و احتمالا بعد از تحصیل به شهرهای خودشان برگشته‌اند هنوز نتوانسته‌ام با آنها صحبت کنم. اما با هر کدام از فیلم‌سازان سینمای آزاد که صحبت کرده‌ام هرگز حس نکرده‌ام نگاهی از بالا به ‌پایین یا استاد و شاگردی به من دارند. آنها هر کدام به شیوه خودشان من را به‌عنوان یک دوست می‌پذیرند و من را با خودشان همراه می‌کنند. دلیلی بهتر از این برای اهمیت سینمای آزاد و منش آنها هم سراغ ندارم. یکی از دلایل اصلی اهمیت سینمای آزاد برای شخص خودم همین است.

بصیر: حالا که با بچه‌های آشنا شدی فکر می‌کنی بیشترین امتیاز سینمای آزاد در چه چیزی بوده؟

هادی: فکر می‌کنم مهم‌ترین امتیاز در روحیه آن نهفته است. دوستی و سرسختی. آنها طوری با هم کار کرده‌اند که انگار تمام سینمای آزاد و فیلم‌ها و فعالیت‌هایش کار خودشان است، مال خودشان است.

هر فیلمی که ساخته می‌شد همه به هم کمک می‌کردند و تمام فعالیت‌ها و رویدادهایی که برگزار کرده‌اند هیچ‌وقت مال یک نفر یا کار یک نفرنبود. از جمعی کوچک شروع کرده‌اند، درست. اما به‌سرعت به دنبال همفکران و هم‌منشان خود گشته‌اند و آنها را یافته‌اند. و هر کس در سهم خودش، بسته به جایگاه خودش گوشه‌ای از کار را گرفته و هرگز دنبال چیزی فراتر از لذت سینما و کار جدی و درست نبودند.

راستش را بخواهید قدری برایم عجیب هم هست. ما ایرانی‌ها خیلی روحیه کار جمعی نداریم. اما شاید جواب سینمای آزاد به این فرضیه این است که برای کار جمعی باید از همان سنگ بنای اول کار را بر روحیه درستی استوار کرد و بعد به دنبال اهلش گشت.

بصیر: می‌دانی که وزارت فرهنگ و هنر سینمای جوان را در مقابله با سینمای آزاد درست کرد و حالا چرا تو سینمای آزاد را انتخاب کردی و در فکر بازیابی آن هستی؟

هادی: سینمای جوان در تقلید و متأثر از سینمای آزاد شکل گرفت.

قبلاً گفتم که من سرچشمه را پیدا کرده‌ بودم. برای من مسئلۀ تاریخ فیلم کوتاه البته از سینمای آزاد فراتر می‌رود. اما چون سینمای آزاد مهم‌ترین و گسترده‌ترین بخش این تاریخ است فعلا تمرکز من روی بازیابی و ثبت تاریخ آن متمرکز شده.

پیش از سینمای آزاد تولیدات وزارت فرهنگ و هنر بوده. فیلم‌هایی که مصطفی فرزانه در اواخر دهه 30 و اوایل دهه 40 ساخته یا کارهای ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد در استودیو گلستان و حتی فیلم‌های کانون و دانشجویان دانشکده هنرهای دراماتیک.

اما همه این کارهای پیش از سینمای آزاد از هم منفک هستند. پیش از سینمای آزاد فیلم کوتاه و سینمای آماتوری مسئله‌ای جدی نبوده. به‌تناسب نوع سوژه یا نوع سفارشی که شده بود ممکن بود مدت زمانِ فیلمی کوتاه باشد یا بلند.

اما سینمای آزاد به‌سرعت خودش را به‌عنوان یک مرکز ثقل تثبیت می‌کند و شروع می‌کند به باز تعریف کردن و شکل‌دادن و نو کردن. حتی نهادهایی مانند کانون یا وزارت فرهنگ و هنر بعد از دیدن کار سینمای آزاد است که جدی‌تر به این شکل از سینما می‌پردازند.

کاری با نتیجه نهایی یا کلی کار آنها ندارم. مسئله اصلی اینجاست که با تاثیرِ کارِ سینمای آزاد است که ناگهان همه متوجه می‌شوند که چه ظرفیتی در این چنین نگاه کردن به سینما و پرداختن به سینما وجود دارد. اینجا دیگر مسئله، مسئله تقدم‌ وتأخر نیست. مسئله این است که سینمای آزاد آن اتفاقی هست که به همه حتی خودشان می‌فهماند که در چه ابعاد گسترده و متنوعی می‌شود در این زمینه کار کرد و تأثیر گذاشت.

اینکه اصلاً ظرفیت یک پدیده (اینجا فیلم کوتاه و سینمای آماتوری) چقدر است و چقدر می‌توان ایده‌ها را گسترش داد. این را سینمای آزاد آشکار می‌کند. به دستاوردهایی هم که داشته‌اند نگاه کنیم این مسئله بیشتر آشکار می‌شود. سینمای آزاد بانی نخستین نهاد متمرکز بر ساخت فیلم کوتاه و آموزش سینما بر پایه فیلم کوتاه است. نخستین جشنواره‌های ملی و بین‌المللی مختص فیلم کوتاه را تاسیس می‌کند. نخستین کتاب‌ها و نشریات درباره فیلم کوتاه را منتشر می‌کند و حتی صاحب برنامه‌ای تلویزیونی برای گسترش این شکل از فیلم‌سازی می‌شود. سینمای آزاد بانی و پیشگام همه این دستاوردها ست که هنوز هم میراث آن باقی است.

بصیر: می‌دانی که ما در آغاز جمع کوچکی بودیم، دفتر سینمای آزاد همان کیف دستی بود که من با خودم حملش می‌کردم. در آن دوران فقط پیوستگی گروه و حضور جوانان مستعد در جمع کوچک ما در تهران زمینه‌ساز رشد گروه ما و تبدیل این جمع به جنبشی تاثیر گذار در سراسر ایران نبود. بلکه همراهی و پشتیبانی نویسندگان و هنرمندان مستقل نیز ما را در پیمودن این راه در آغاز و در دوره نخستین کار سینمای آزاد که ناشناس‌تر بودیم بسیار موثر بود و من همیشه قدردان آنها هستم و همیشه به نیکی از آنها در نوشته‌هایم یاد کرده‌ام. فریدون رهنما که پشتیبانی معنویش در آن جو که قلم‌های مسموم بسیار سعی در خاموش کردن این صدای جوان و ضربه‌پذیر داشتند بسیار مغتنم بود. و حتی نام سینمای آزاد را او برای گروه کوچک ما انتخاب کرد.

هادی: فکر می‌کنم توجه و حمایت فریدون رهنما از سینمای آزاد به‌خوبی اهمیت سینمای آزاد را توضیح می‌دهد. او به دنبال بناکردن سینمایی به‌راستی ملی بود. تمام مخاطرات چنین کاری را هم پذیرفته بود. رهنما سریع‌تر از هر کسی متوجه این ظرفیت در روحیۀ سینمای آزاد می‌شود و شروع می‌کند به حمایت کردن آن. و خب جواب هم می‌گیرد. سینمای ایران شاید هنوز هم به‌خوبی نمی‌داند که چقدر مدیون سینمای آزاد است. سینمای آزاد قبل و بعد از خودش را معنا می‌دهد و اهمیت می‌بخشد. برای همین هم بازخوانی و یادآوری تاریخ و دستاوردهای آن بسیار مهم است.

بصیر: سال 1975 وقتی «مارسل کروز» و «روبر مالانگرو» پداران سینمای هشت بلژیک به فستیوال ما آمدند و بعد از دیدن فیلم‌ها به طرز عجیبی غافلگیر شدند و اعتراف کردند که از برادرن کوچک‌تر خود یاد گرفتند که تنها راه رهائی سینما تن ندادن به مرزبندی‌های رایج است. و می‌دانی که فیلم‌های بچه‌های سینمای آزاد در جشنواره‌های جهانی سوپر 8 بسیار مورد توجه قرار گرفت. تو علتش را چی می‌دانی؟

هادی: دلایل بسیاری دارد و حتی می‌توان با تحلیل کردن هر کدام از فیلم‌ها دلایل ثانویۀ بیشتری که مختص ویژگی‌های آن فیلم‌ها هستند را هم برشمرد.

اما به نظرم دو دلیل کلان برای این مسئله وجود دارد. نخستین دلیلش «توانستن» فیلم‌سازان سینمای آزاد با کمترین میزان امکانات است. یعنی وقتی تماشاچی حالا در هر موقعیتی و با هر میزان دانش و علاقه به سینما فیلم‌ها را می‌بیند از این موضوع شگفت‌زده می‌شود که چطور با این میزان از محدودیت‌های فنی و حتی دانش کم (به مفهوم آکادمیکش) می‌توان چنین فیلم‌های موفق و مؤثری ساخت.

به تجربه خودم در تماشای «دختربس نمی‌خواست تنها باشد» برای نخستین بار برمی‌گردم. فیلم که تمام شد فقط به این فکر می‌کنم که چطور چنین چیزی ممکن است؟ واقعاً سخت نیست که بفهمی فیلم با چه امکانات کمی ساخته شده یا همه بازیگرها نابازیگر هستند و اینکه فیلم‌ساز دارد با تمام عناصر فیلمش تجربه‌‌ورزی می‌کند. اما نتیجه! چنین فیلم باشکوهی است. این شوک آدم‌ها را وادار می‌کند به کنجکاوی و پرسش و در نتیجه توجه بیشتر. نمی‌شود این فیلم و در نتیجه سینمای آزاد را جدی نگرفت.

دلیل دوم که از درون دلیل اول بیرون می‌آید تلاش فیلم‌سازان سینمای آزاد است برای شکل‌دادن به زبان منحصر به خودشان. این را فریدون رهنما هم می‌خواست و در سینمای آزاد هم تشخیص داده بود.

با هر فیلم می‌توان این تلاش را دید. و آن آزادی عمل همه‌جانبه که در ذات سینمای آزاد هست باعث می‌شود به یک تنوع عجیب و جذاب هم برسیم.

بصیر: کاملا درست است.

هادی: تقریباً هیچ فیلم‌سازی در سینمای آزاد شبیه فیلم‌ساز دیگر فیلم نمی‌سازد. خصوصاً در 5 سال اول فعالیت. ولی همه فیلم‌سازان یک ویژگی مشترک دارند. همه به دنبال زبان منحصربه‌فرد خودشان هستند.

هر فیلم‌ساز با تأثیر از زیست خودش، دغدغه‌های خودش و جغرافیای خودش شروع می‌کند به کلنجار رفتن با فرم و دستگاه و زبان سینما. این تلاش برای یافتن فرم و زبان تازه برای همه مخاطبان سینما جذاب است. خصوصاً برای مخاطب خارجی.

بصیر: به خصوص جغرافیا و شهری که در آن زندگی می کردند همه با هم متفاوت بود و ویژه‌گی خاصی داشت. به همین دلیل بیننده‌گان بخصوص خارجی‌ها را شگفت زده می‌کرد.

هادی: این را از روی تجربه همکاریم با فیلم‌سازان و سینماگران خارجی می‌گویم. آنها به‌سرعت شیفته زبان تازه و منحصربه‌فرد می‌شوند. برایشان جذاب است که ببینند یک فیلم‌ساز چطور از همان ابزار و قواعدی که آنها هم برای ساختن فیلم‌هایشان استفاده می‌کنند به نتیجه کاملاً تازه و حتی دیگرگونی رسیده‌.

یک مثالش می‌شود ارتفاع دوربین فیلم‌های «یاسوجیرو اوزو» همه جای دنیا می‌شود سه پای دوربین را همین‌قدر باز کرد و دوربین را این‌قدر به سطح زمین نزدیک کرد. اما آن کاری که او با این ارتفاع دوربین می‌کند هنوز هم تازه است و نمی‌توانی به آن توجه نکنی. در جلسه‌ای در در اصفهان برای سینمای آزاد داشتیم درباره ریتم در فیلم «دختربس نمی‌خواست تنها باشد» توضیح دادم که چطور فیلم‌ساز آن را مستقیم از نوع زندگی مردم همان منطقه می‌گیرد و وارد فیلمش می‌کند. فیلمساز به شکلی صادقانه هم به سوژه خودش و آدم‌هایی که مقابل دوربینش قرار داده وفادار هست و هم حسی را منتقل می‌کند که در تهران یا اهواز یا مشهد وجود ندارد.

فیلمسازان سینمای آزاد در حاشیه برگزاری جشنواره سینمای آزاد اهواز

 

فقط این را اضافه کنم که سعی می‌کند با محدود نگه داشتن مثال‌هایم روی یک فیلم از پیچیده شدن بحث مخصوصا برای خواننده این مصاحبه پرهیز کنم. وگرنه همانطور که قبل‌تر گفتم این ویژگی‌ها را به اشکال و ساختارهای مختلف می‌توان در فیلم‌های دیگر فیلم‌سازان سینمای آزاد یافت و توضیح داد. به تناوب جلساتی که برگزار کرده‌ایم برای تماشاگرانی که فیلم‌ها را دیده‌اند درباره فیلم‌های آقای مجید جوانمرد، اردشیر شلیله، کیانوش عیاری، حسن بنی‌هاشمی و دیگران از این منظر هم من و هم دوستان منتقد و تحلیل‌گر صحبت کرده‌ایم.

بصیر: می‌دانم که شعاع پژوهش و تحقیقات تنها در ایران نیست و با داوران خارجی جشنواره‌های ما هم تماس گرفته‌ای مثلاً ایو رولن از فرانسه عکس‌العمل آنها با تو چطور بود؟

هادی: در واقع شعاع پژوهش من به گستردگی خود سینمای آزاد است. با آقای ایو لورن هم به لطف خانم بهجو موفق شدم ارتباط بگیرم و صحبت کنم. بسیار صمیمانه و دوستانه برخورد کردند. درباره آشنایی‌شان با سینمای آزاد، شرکت در جشنواره و بعد همکاری در فدراسیون جهانی سوپر 8 توضیح دادند و حتی نسخه‌ای از اسنادی که داشتند را برایم ارسال کردند. در حال مکاتبه با سینماتک پاریس و اقای کوستا گاوراس هستم تا بتوانم کپی بهتری از تنها نسخه فیلم « مرگ یک قصه » برادرتان آقای نصیب را بدست بیاورم.

بصیر: درست است، یادم میاید که پس از مرگ هانری لانگلوا فیلم گم شد و بعد از پیگیری‌های من نسخه‌ای از فیلم توسط کوستا گاوراس پیدا و منتشر شد.

هادی: من هم همان پیگیری شما را ادامه میدم. همینطور تماس‌های اولیه را با فدراسیون جهانی سوپر 8 و خانم ایزابل اردوندو برقرار کرده‌ام تا درباره شکل گیری فدراسیون و فعالیت‌های آن اطلاعات و اسناد بیشتری بدست بیاورم. و به زودی با اتحادیه رادیو تلویزیون‌های آسیا پاسیفیکABU که مقر فعلی آن در مالزی هست هم تماس خواهم گرفته و امیدوارم آنها هم اسناد بیشتری از پنج دوره نخست جشنواره ABU که با همکاری تلویزیون ملی ایران و در شیراز برگزار شده را داشته باشند. حضور پر رنگ فیلم‌های سینمای آزاد در این جشنواره باعث می‌شود من آن را به نوعی جزو جشنواره‌های سینمای آزاد به حساب بیاورم.

فیلمسازان سینمای آزاد در حاشیه نخستین دوره جشنواره ABU شیراز

بصیر: حالا که فکر می کنم واقعا فعالیت‌های سینمای آزاد بسیار گسترده بود.

هادی: من نه تنها در سراسر کشور بلکه بعداً به خاطر مهاجرت‌های خواسته و ناخواسته اعضای سینمای آزاد از قاره اقیانوسیه تا آمریکا به دنبال یافتن بسیار از اسامی هستم که متأسفانه ارتباط با آنها قطع شده. در این راه خود شما و دوستانی مثل خانم بهجوی نازنین، آقای سهیل سوزنی و دوستانی مثل خانم افسون مشیری کمکم می‌کنند و حتی فراتر از کمک بخشی از این پژوهش هستید.

تلاش می‌کنم با همه اعضای سینمای آزاد صحبت کنم. بعضی وقت‌ها شده فیلم‌سازی به من گفته من یک فیلم بیشتر نساخته‌ام. ولی برای من فرقی بین آقای کیانوش عیاری با آقای جهانبخش زمانی نیست (آقای زمانی یک فیلم با امکانات سینمای آزاد ساخته‌اند و بعد بیشتر در سینمای جوان فعالیت کرده‌اند. حالا هم ساکن شهرکرد هستند). باید تمام تلاشمان را بکنیم تا تاریخ پراکنده و گسترده سینمای آزاد را دوباره جمع کنیم تا روایت و دیدی هر چه کامل‌تر از آن را به دست بدهیم.

در این بین همه به یک اندازه مهم هستند و واقعاً مهم نیست که این کار چقدر طول خواهد کشید. البته فکر می‌کنم کار پژوهش درباره تاریخ فیلم کوتاه و سینمای آزاد هرگز تمام نخواهد شد و همیشه باید در جستجو و پذیرای قطعات تازه آن باشیم. برای همین هم من نقطه پایانی برای این کار متصور نیستم. تمام تلاشم را خواهم کرد که این پژوهش را خصوصاً به لحاظ تعداد افراد تیم پژوهش گسترده‌تر هم بکنم و همین حالا هم داریم در این مسیر کارهایی انجام می‌دهیم.

آقای ناصر غلامرضایی توضیح درستی برای این مسئله دارند: «سینمای آزاد یک دایره المعارف لازم دارد» و دایره المعارف‌ها کار یک نفر نیستند. خودشان البته نقش بسیار بزرگی در شکل‌گیری این دایره المعارف دارند که امیدوارم به‌زودی حاصل سال‌ها زحمات ایشان را هم ببینیم. جا دارد از آقای غلامرضایی و آقای ایرج تحویلی قدردانی بیشتری نیز بکنم چون آنها بنده را به بسیاری از دوستان متصل کردند. خصوصا در ماه‌های اولیه پژوهش.

بصیر: با تحقیقاتی که تا به‌حال کردی تا چه حدی روش سینمای آزاد را برای ادامه ماندگار می‌دانی؟

هادی: فکر می‌کنم این روش نه تاریخ انقضا دارد و نه محدودیت می‌شناسد. و دائم می‌تواند از نو زاده شود. به ‌سرعت می‌تواند با شرایط زمانۀ خود سازگار شده و به تازه کردن بپردازد. همین الان هم گروه‌های کوچکی در ایران یا فیلم‌سازانی در فردیت خودشان این منش را ادامه می‌دهند.

سینمای آزاد با درک درستی از زمانه خودش شکل گرفت و با تشخیص درست شرایط توانست خودش را تثبیت بکند. فکر می‌کنم حتی با یک وقت‌شناسی درست می‌توان دوباره آن را با نسل جوان تجدید کرد.

بشخصه امیدوارم با آشنا شدن نسل جوان با تاریخ و دستاوردهای سینمای آزاد شاهد ادامه این منش باشیم. بعد از مدت کوتاهی که از پژوهشم طی شده بود می‌دانستم که پروژۀ پژوهش درباره سینمای آزاد صرفاً یک محصول نخواهد داشت. و یا فقط منحصر به یک فرد یا گروه کوچک نخواهد ماند.

خود من ایده‌های متنوع و زیادی برای ادامه این کار دارم و می‌بینم که دیگرانی هم دارند حالا با آگاهی از این تاریخ، یا دست به کارهای تازه می‌زنند یا مسیر و روش خودشان را بهتر می‌کنند. هنوز تازه در ابتدای مسیر هستیم. عنوان اولین مطلبی که درباره سینمای آزاد نوشتم هست «دوباره از آغاز». سینمای آزاد مدام می‌تواند خودش را تجدید بکند چون بیش از هر چیز دیگری یک روحیه است.

بصیر: انتظار دارید نسل جوان چگونه با سینمای آزاد و دستاوردهای آن روبه‌رو شود؟

هادی: انتظار خاصی ندارم. فکر می‌کنم لازم نیست انتظاری داشته باشم. تا همین‌جا هم آنها به‌خوبی با سینمای آزاد مواجه شده‌اند.

فقط تلاش می‌کنم ابعاد و دفعات این مواجهه را بیشتر کنم و امیدوارم با رسیدن به نسخه‌های باکیفیت و بیشتری از فیلم‌ها کمیت و کیفیت این مواجهه افزایش پیدا کند. منظورم از مواجهه هم برگزاری جلسات نمایش فیلم‌ها، نوشتن درباره تاریخ و دستاوردهای سینمای آزاد و برگزاری رویدادهای متنوع دیگر است. امیدوارم بتوانیم تاریخ سینمای آزاد را به شکل درستی به نسل‌های بعد منتقل کنیم. کاری که از خود شما و پژوهشگران دیگری شروع شده و امیدوارم من هم بتوانم سهمی در این کار داشته باشم.

بصیر: فکر می‌کنی مهم‌ترین ویژگی‌ سینمای آزاد که باید به نسل آینده منتقل شود چه چیزاست و چه توانائی‌های را برای انتقال دارد؟

هادی: فکر می‌کنم مهم‌ترین ویژگی متوقف نشدن در مقابل محدودیت‌هاست. سینمای آزادی‌ها نشان دادند که می‌شود از هیچ، چیزی مثل سینمای آزاد ساخت. آنها اجازه نمی‌دادند هیچ محدودیت و کمبودی مانع ساخته شدن فیلم‌هایشان بشود و با راهکارهای متنوعی از سد این محدودیت‌ها عبور می‌کردند.

علاوه بر این آنها سینما را ابزاری برای بیان خود قرار دادند. در شرایطی که نسبتی بین زندگی خودشان و فیلم‌های ایرانی که در سینماهای آن موقع تماشا می‌کردند پیدا نمی‌کردند، دست به دوربین بردند و پیرامونشان را آن‌طور که خودشان می‌خواستند تصویر کردند و شروع کردند به روایت داستان‌های خودشان. نسبت به پیرامون و جامعه خودشان هم حساس بودند و این حساسیت را می‌توان در فیلم‌هایشان دید.

بصیر: مثل فیلم‌های «چه پرستاره بود شبم»، «انعکاس»، «گالنگهایم را دوست دارم»، «ابویی»، «شب‌های گلوبندک»، «رویا» و و و

هادی: بلی و با تماشای فیلم‌های سینمای آزاد می‌توانیم تصویر دقیق‌تری از جامعه آن موقع ایران به دست بیاوریم. تصویری که جای آن در جریان سینمای تجاری آن موقع خالی بود.

جدای از اینها فکر می‌کنم سینمای آزاد و فیلم‌هایش خود به ‌خوبی توانایی منتقل کردن ویژگی‌هایش خودشان را دارند و هر بار که فیلم‌ها را نمایش می‌دهیم می‌بینم که جوان‌ها چقدر خوب فیلم‌ها را درک کرده‌اند و متوجه ویژگی‌های آنها شده‌اند. فکر می‌کنم اهمیت روحیه آماتوری را خود فیلم‌ها به‌خوبی نشان می‌دهند.

بخش دیگری از دستاوردهای سینمای آزاد هم به صورت غیرمستقیم در طول تمام این سال‌ها به سینمای ایران و نسل‌های بعد منتقل شده. فقط جوان‌ها وقتی با سینمای آزاد آشنا می‌شوند به این موضوع پی می‌برند که سرچشمه آن ویژگی‌ها از کجا بوده.

بصیر: آیا برنامه‌ای داری که یک روزی بچه‌ها را دوباره دور هم جمع کنی؟

هادی: سال پیش در قالب یک برنامه 4 روزه که البته بعداً به درخواست مخاطبان یک هفته دیگر هم تکرار شد، بیش از 30 نفر از اعضای سینمای آزاد را در کارخانه آرگو و با همراهی دوست عزیزم محمدرضا فرزاد و حمایت بنیاد پژمان در تهران دور هم جمع کردیم.

قبل‌تر هم به همت دوستانم در اصفهان اعضای سینمای آزاد اصفهان دور هم جمع شده بودند و برنامه کوچک‌تری هم در کرمان داشتیم.

در حال برنامه‌ریزی و آماده‌سازی برای یک رویداد مفصل در تهران هستیم و همین‌طور صحبت‌های اولیه برای رویدادهای دیگری در استان‌های دیگر داشته‌ایم.

گفتم که تازه در ابتدای راه هستیم و جا برای کار زیاد است. حتی امیدوارم زمانی بتوانیم دوباره سینمای آزاد را جدی‌تر ادامه بدهیم که قطعاً باید اعضای قبلی در کنار نسل جوان قرار بگیرند.

این دورهم جمع کردن هم می‌تواند معنی و اشکال متنوع و زیادی داشته باشد و خب فکر می‌کنم باید پذیرای همه‌اش باشیم. برای برخی باید جدی کار کنیم و برای برخی دیگر باید منتظر زمان مناسب ماند.

یکی از افتخارات من در این کار این بوده که به صورت مداوم در حال برقرار کردن دوباره ارتباط بین اعضای سینمای آزاد هستم. گاهی دوستان قدیمی به دلایل مختلف برای سال‌های زیادی از همدیگر بی‌خبر مانده‌اند. تقریباً همیشه در حال دادن شماره تلفن اعضای سینمای آزاد به یکدیگر هستم. آنها دوباره دور هم جمع شده‌اند. بابت نقش کوچکی که در این اتفاق دارم خیلی خوشحالم. و خلاصه اینکه این دورهم جمع کردن معنا و اشکال مختلفی دارد.

بصیر: تا به‌حال دو نمایش فیلم در برلین و لندن برگزار کرده‌ای برخورد بینندگان با این فیلم‌ها را چطور ارزیابی می‌کنی؟

هادی: بله در خارج از کشور هم چندین برنامه داشته‌ایم که امیدوارم با توجه به شرایط برگزاری هر کدام در آینده بتوانیم دوستانی از سینمای آزاد را در کنار خودمان داشته باشیم.

فکر می‌کنم آن چیزی که بعد از دیدن «دختربس…» به سرِ من خورد را حالا برداشته‌ام و توی سر دیگران می‌زنم.

اولین واکنش همیشه شگفتی است. معمولاً شکل برگزاری این جلسات به نحوی است که ابتدای جلسه توضیح مختصری در مورد فیلم و کیفیت کپی آن می‌دهیم و بعد از نمایش فیلم همه شوکه می‌شوند.

بعد تازه وقتی از تاریخ سینمای آزاد و ابعاد آن حرف می‌زنیم عمق این شگفتی بیشتر هم می‌شود. و تقریباً همیشه در این جلسات که بسیار حساس هستم که در مکان درست و برای مخاطبان درست نمایش داده شوند، آدم‌هایی هستند که جلو می‌آیند و می‌گویند آنها هم سینمایی دارند یا با مجموعه‌ای همکاری می‌کنند که علاقه‌مند به نمایش این فیلم‌ها هستند.

بصیر: همان شگفتی که من خودم هر بار با نمایش فیلم‌ها بخصوص در خارج تجربه‌اش کرده‌ام.

هادی: بله دقیقا، شرح اولین نمایش «ارتفاع متروک» زنده‌یاد بهنام جعفری را از خودتان شنیده‌ام. مثلاً بعد از همین نمایش اخیر در لندن 3 پیشنهاد تازه داشتیم که در حال بررسی آنها هستیم. و این را هم بگویم که در این مرحله بسیار تلاش می‌کنیم شکل نمایش‌ها و جایی که این نمایش‌ها اتفاق می‌افتد خود ماهیتی پژوهشی داشته باشند. یعنی اینکه حتماً باید شرایط برای حتی شده یک توضیح کوتاه درباره تاریخ سینمای آزاد و معرفی آن و صحبت درباره فیلم‌سازها فراهم باشد و صرفاً به نمایش فیلم بسنده نکنیم.

علاوه بر این تلاش می‌کنیم خود این نمایش‌ها به ایجاد شدن فرصت‌های تازه برای معرفی سینمای آزاد به مخاطبان تخصصی بیشتر کمک کنند. یک دلیلش هم این است که هنوز از کیفیت نسخه‌های دیجیتالی که از فیلم‌ها تهیه کرده‌ایم راضی نیستیم.

بصیر: بلی درست است از تاریخ فیلم‌ها تقریبا پنجاه سال گذشته و در شرایط مناسبی هم نگهدار نشده‌اند.

هادی: این فیلم‌های باید با دستگاه‌های پیشرفته‎‌تری اسکن و بعد صدا و تصویرشان مرمت شوند تا امکان نمایش برای مخاطب عمومی‌تر فراهم شد. در شرایط فعلی به دنبال مخاطبی هستیم که می‌داند چه دارد می‌بیند و می‌تواند ویژگی‌ها و دستاوردهای فیلم‌ها و فیلم‌سازانشان را از پس این نسخه‌های اولیه تشخیص بدهد. خلاصه اینکه تلاش می‌کنیم گوهر را پیش گوهرشناسان ببریم. همین‌طور امیدواریم این نمایش‌ها منجر به آشنایی آدم‌هایی بشود که ما را در مسیر رسیدن به نسخه‌های اسکن شده باکیفیت‌تر و مرمت فیلم‌ها همراهی کنند. چون که مرمت فیلم‌ها بسیار گران است و نیاز به کار زیاد دارد.

بصیر: چطوری با این مراکز آشنا شدی؟

هادی: اینجا جا دارد از یک دوست عزیز یادی بکنم. سال 1397 تنها چند ماه بود که کار روی سینمای آزاد را شروع کرده بودم. تنها چند عکس از سینمای آزاد داشتم که آقای ایرج تحویلی به من داده بودند و دو شماره از بولتن سینمای آزاد را که آقای سعید عقیقی لطف کرده بودند.

دوستم خانم یوتا ویله Jutta wille مدیر انجمن فیلم کوتاه آلمان که به ایران آمده بودند به دفتر کارم آمدند. بعد از کمی گپ و گفت عادی متوجه عکس‌های روی میزم شدند و درباره‌شان سؤال کردند.

توضیح مختصری درباره سینمای آزاد دادم. خیلی مختصر چون هنوز خودم تازه با سینمای آزاد آشنا شده بودم. از همان توضیحات من و عکس‌ها ابراز علاقه کردند که حتماً ایشان را در جریان روند کارم قرار بدهم.

او از همان عکس‌ها متوجه اهمیت سینمای آزاد شده بود. ارتباط من با ایشان به همین شکل ادامه یافت و صرفاً هر چند وقت یک بار از طریق اینترنت حالی از هم می‌پرسیدیم. ایشان همیشه درباره سینمای آزاد سؤال می‌کرد و با علاقه پیگیر بود.

بعد از یک مدت که حالا تعدادی از فیلم‌ها را داشتیم و اطلاعات و آرشیو بیشتر شده بود، ایشان به من گفت که تلاش خواهد کرد فرصتی برای معرفی سینمای آزاد ایجاد کند. و من هم استقبال کردم. تا اینکه یک روز زنگ زد و گفت یک جشنواره مختص فیلم‌های 8 و 16 میلمیتری در شهر درسدن آلمان برگزار می‌شود به نام Schmalfilmtage و آنها ابراز علاقه کرده‌اند که تعدادی از فیلم‌ها را نمایش دهند.

متاسفانه دوره محدودیت‌های پاندمی کرونا بود و امکان سفر وجود نداشت و من به صورت آنلاین بعد از نمایش فیلم‌ها درباره سینمای آزاد حرف زدم. بعد از مدتی دوباره تماس گرفت و گفت که موسسه آرسنال در برلین که یکی از مطرح‌ترین آرشیوهای فیلم در جهان است و رویدادهای پژوهشی درباره آرشیوهای فیلم برگزار می‌کند ابراز علاقه کرده تا در رویداد Archival Assembly #2 فرصتی برای معرفی سینمای آزاد در اختیار ما بگذارد.

در جریان همین برنامه بود که یک مقاله در معرفی سینمای آزاد نوشتم و در کتابی با عنوانAccidental Archivism چاپ شد و در جریان آماده‌سازی مطلب برای همین کتاب هم با خانم افسون مشیری آشنا شدم.

البته به خاطر رد شدن درخواست ویزا موفق نشدم به صورت حضوری در این برنامه حاضر باشم و جلسات را با کمک خانم ویله و مشیری و همین‌طور به صورت آنلاین برگزار کردیم. همین دو اتفاق باعث شد افراد بیشتری با سینمای آزاد آشنا بشوند.

سال بعد موسسه آرسنال دوباره از من دعوت کرد تا در آرکایو اسمبلی 3 هم حضور داشته باشم و بعد به همین شکل با کمک دوستان و آشنایی با افراد متخصص بیشتر، موسسات بیشتری از پروژه پژوهشی و سینمای آزاد مطلع شدند. همانطور هم که قبلاً اشاره کردم همین حالا مشغول بررسی پیشنهادهای تازه‌ای هستیم که دریافت کرده‌ایم. اکران لندن هم توسط موسسه هنرهای معاصر لندن برگزار شد که فکر می‌کنم بهترین جای ممکن برای معرفی سینمای آزاد در انگلیس هست.

بصیر: همانطوری که در پیام ویدئوی به بچه‌های سینمای آزاد گفتم، می‌خواستم که زندگیم ثمره داشته باشه. سینمای آزاد زندگی من بود و بچه‌های سینمای آزاد بچه‌های من بودند. تلاش‌های من جواب داد و من نتیجه‌ام را گرفتم و از همه سپاسگزارم. و از اشتیاق تو. کلام آخر هم با تو.

هادی: بسیار از شنیدن این صحبت‌های شما مفتخر و ممنونم. می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و از همه دوستانی که خودشان یا عزیزانشان در سینمای آزاد فعالیتی داشته‌اند و ما تا به امروز با آنها در ارتباط نبوده‌ایم درخواست کنم که با ما ارتباط بگیرند. هر فرصتی برای کامل‌تر کردن پازل تاریخ سینمای آزاد بسیار با ارزش است. حتی شده اگر فقط یک عکس یا سند در اختیار دارند، گاهی شده فقط یک سند بخش ناگفته‌ای از سینمای آزاد را برای ما آشکار کرده. هیمنطور خاطرات و تاریخ شفاهی سینمای آزاد که در سینۀ اعضای جنبش این همه سال محفوظ مانده بسیار با ارزش و گرانبهاست و البته در نهایت خود فیلم‌هایی که ممکن است در اختیار داشته باشند. همانطور که بهتر از من می‌دانید دفتر سینمای آزاد و اسناد آن بعد از انقلاب به تاراج رفته و پراکنده شده. الان مهم‌ترین منبع ما خود فیلم‌سازان سینمای آزاد هستند. تا به امروز هم از همین مسیر اسناد و فیلم‌هایی به دست آورده‌ایم که حتی تصور نمی‌کردم بعد از گذشت نیم قرن حفظ شده باشند. فکر می‌کنم بهترین مسیر برای ارتباط گرفتن عزیزان با ما اگر قبول بفرمایید صفحه فیس بوک خود شما باشد یا هر مسیر دیگری که صلاح می‌دانید. یک بار دیگر از شما و همه عزیزان سینمای آزاد سپاسگزارم و ممنونم به خاطر این فرصتی که در اختیار من قرار دادید.

بصیر: من هم در فیسبوک خودم از همه بچه‌ها خواسته‌ام که در این راه همراه تو باشند.

گردهمایی فیلمسازان سینمای آزاد در محل کارخانه آرگو به بهانه برگزاری برنامه شب های سینمای آزاد 1403