بصیر نصیبی: سینمای آلمان نازی و سینمای جمهوری اسلامی

نقش ایدئولوژی در سینمای جمهوری اسلامی و سینمای نازیها + قانون اساسی رایش و آئین نامه سینمای جمهوری اسلامی + نقش سازمان های امنیتی در سینمای جمهوری اسلامی و سینمای آلمان نازی + نقش سینما در بزک چهره نازی ها و ج .الف + سینمای انسانی و شاعرانه نازی ها و جمهوری اسلامی + تشابه سخنان  گوبلز و خاتمی و…

bassir-ali hegrat) *پیش آغاز

سالها پیش آن دوره که هنوز اینترنت گسترده گی امروز را نداشت از فیسبوک، ایستاگرام و بقیه هم خبری نداشتیم، کتابی به دستم رسید نوشته ی «دیویدولچ » که سینمای آلمان نازی را بررسی کرده بود با اشتیاق و دقت مطالعه ی آن را آغاز کردم. هر چه بیشتر پیش میرفتم مشتاق تر می شدم چرا که سینمای آلمان نازی قرابت آشکار و غیرقابل تردیدی با سینمای جمهوری اسلامی داشت تا آن حد که گاه فراموش می کردم دارم اثر ی را می خوانم که فقط سینمای دوران نازی ها را زیر ذره بین گذاشته است. کتاب را دوبار مرور کردم بعد  تصمیم گرفتم نقاط اشتراک سینمای دوران نازی ها را با سینمای ج. الف برجسته کنم و اگر قادر باشم بر اساس همین تم یک کار پژوهشی تنظیم و ارائه دهم ،اما انجام یک کار پژوهشی که مقایسه  ی سینمای آلمان نازی با ج. الف باشد نیاز به تامل بسیار داشت. باید خیلی از فیلم های دوران نازی ها را تماشا کرد و همین طور فیلمهای ج. الف را، تا حدی که امکانش فراهم شد فیلمهای دوران نازی ها را اگر ندیده بودم، دیدم اما در مورد جمهوری اسلامی خوب هیچ امکانی برایم فراهم نبود نه برای تماشای فیلمهایشان و نه کتاب ها، نوشته ها و تولیداتشان، بهتر دیدم به جای صرفنظر کردن از طرحی که در ذهنم پخته شده بود با همین امکان محدود و توانایی ناچیز خودم, کار را به انجامی برسانم و چنین کردم. خواننده آگاه درک می کند که نتیجه کار با یک پژوهش دقیق فاصله دارد. اما هر چه که هست می تواند آغازی باشد برای آینده ای که این نظام ساقط شده است و دست پژوهشگر باز است تا همین تم را گسترش دهد. Khamenehai_Majidi

همین کار را من در ۲۰ شهر اروپا گرداندم، در چند جشنواره در تبعید و چند مرکز فرهنگی ارائه دادم به حق بگویم که کانون های فرهنگی ان زمان (حالا نمیدانم اکثر آنها چه می کنند؟) همراه و  همدل شذند.

این هفته در وب سایت سینمای آزاد و همزمان در صفحه ی فیسبوکمان این نوشته را بازنویسی می کنیم. این هم واقعیتی است که جمعی از ما انگار فراموشکار شده ایم نیاز به یاد آوری مکرر داریم. البته نسل جوان تر هم وارد میدان شده که وقتی این پژوهش منتشر شد در سنی نبود که بتواند ابعاد مسئله (استفاده سیاسی از هنر به ویژه سینما) را دقیق دریابد. حس کردم وقتش رسیده تا بار دیگر این بررسی را بروز کنیم. محتوایش هم نیاز به بازبینی و تطبیق نداشت چرا که جمهوری داعش  اسلامی در طول عمر  خود  دارد خودش را تاحد تهوع آوری تکرار می کند.

http://cinemaye-azad.com/archive/archive058.html

leni-riefenstahl_AdolfHitler

 

 

Print Friendly
Be Sociable, Share!

3  دیدگاه در مورد: بصیر نصیبی: سینمای آلمان نازی و سینمای جمهوری اسلامی

  1. بنده با این دیدگاه یه مشکل اساسی‌ دارم. لنی ریفنشتهال یک نابغهٔ پرکار در عالم سینما بود، اما مجیدی فیلمساز بی‌ استعدای است که فقط یه سری فیلم تکراری و مبتذل را برای باب میل آقا ساخته است.

  2. مگر ما گفته ایم که لنی ریفنشتال نابغه نبود ویا مجیدی خیلی با استعداد است؟ شما یک بار دیگر مطلب را بخوانید متوجه میشوید که اصلا مسئله چیز دیگری است در این مطلب خصوصیات مشترک نظام های فاشیستی برجسته شده است.

  3. Basir jan aya listi az filmhayi ke benazare to betore shakhes da jomhurie eslami in ra neshan midahad dar dasst hast? yani pishnehadi dari. Chon hamehye filmharo ke nemishe did mikhastam agar emkan darad listi az shakhestarin mahsoulate jomhuri eslami ra inja begzari. Mersi