بصیر نصیبی

 

جمهوری اسلامی، نمایشگاه جهانی فرانکفورت، فستیوال های جهانی فیلم، سلمان رشدی و …

Download

امسال ج. الف نمایشگاه کتاب فرانکفورت را به خیال خودس تحریم فرموده است. خوب این اتفاق بسیار مبارک است به خصوص که این دوره برگذاری نمایشگاه مصادف شده است با بند و بست آخوند ها و آمریکای قبلا جهانخوار آنهم در زمانی که شیخ کلید ساز قرار است برای قفل زنگ زده ای زیر عنوان جمهوری اسلامی کلیدی بسازد تا دنیا را شگفت زده کند و امت همیشه در صحنه همچنان در صحنه بمانند.

اول خیلی مختصر گزارش «ویکی پدیا» را در باره این نمایشگاه بخوانید:

«نمایشگاه کتاب فرانکفورت به آلمانی Frankfurter Buchmesse :از لحاظ تعداد ناشران و بازدیدکنندگان بزرگترین نمایشگاه کتاب دنیا محسوب می‌شود.

این نمایشگاه ۵ روزه، در اواسط اکتبر هر سال در نمایشگاه تجارت فرانکفورت در آلمان برگزار می‌شود. ۳ روز اول آن به بازدیدکنندگان تجاری (متخصصان صنعت چاپ و نشر) اختصاص دارد و ۲ روز آخر آن به روی بازدیدکنندگان عام گشوده می‌شود. همه ساله نویسندگان، نمایندگان عرصهٔ نشر و شرکت‌های چندرسانه‌ای از سراسر جهان به منظور مذاکره و تعامل جهت دست یافتن به حقوق نشر و مجوز انتشار بین‌المللی آثارشان، عرضه و تبلیغ آثار و یافتن بازارهای جهانی، آشنایی با ناشران و عقد قراردادهای تازه در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور می‌یابند. هم‌چنین هر ساله در این نمایشگاه، یک کشور به عنوان مهمان ویژه شرکت می‌کند و می‌تواند بخش‌های گوناگون ادبیاتش با بهره‌گیری از فضای نشر خاص معرفی می‌کند.

در طول مدت برگزاری، نزدیک ۷٬۰۰۰ ناشر از ۱۰۰ کشور در این نمایشگاه شرکت می‌کنند و حدوداً ۲۸۶٬۰۰۰ نفر از این نمایشگاه بازدید می‌کنند. نمایشگاه فرانکفورت که از سال ۱۹۴۹ برگزار می‌شود به دلیل میزان بالای تبادلات و معاملات (تجارت نشر) یکی از مهم‌ترین نمایشگاه‌های کتاب است»

ما به جنبه تجارتی این نمایشگاه کاری نداریم اما به تاثیر فرهنگی این گونه فعالیت ها می اندیشیم و بهره هایی که نظام های سرکوبگر از این گونه حضور ها کسب می کنند و در این زمینه بارز ترین نمونه مشابه این نمایشگاه، شرکت فعال نظام جمهوری اسلامی در جشنواره های فیلم است.

کتاب و فیلم دو امکان بیان اندیشه اند بهمین دلیل نظام نا انسان ج. اسلامی بیشترین تلاشش را برای نفوذ و هدایت این دو امکان بکار بسته است.

میدانیم آخوند ها، هر اندیشه مستقلی را در نطفه خفه می کنند اما برای آرایش چهره کریه خود از کتاب و فیلم بیشترین بهره را هم می برند آیا از یادمان رفت سعیدی سیرجانی، مختاری، پوینده، زال زاده، میر علایی و … را با چه شقاوتی به قتل رساندند؟ البته ج.الف علاوه بر حضور پیوسته در رویداد های غرب خودش هم نمایشگاه سالیانه کتاب برگذار می کند و مقام معظم هم از غرفه هایی که قبلا تعین شده اند باز دید میفرمایند و چند شعار تهوع آور هم اندر مزایای آزادی قلم و بیان! سر میدهند در عین حال کتاب ها را می سوزاند و خمیر می کنند و کتاب خوان و کتاب دوست را به زندان و شکنجه محکوم می کنند.

در خارج از محدوه ای که به اشغال آخوند ها در آمده است هم هر نمایشگاه که تشکیل شود و هر رویدادی که برگذار شود اینان هم حضور دارند.

در مورد سینما هم بسیار گفته ایم و میدانیم که خلخالی بدستور خمینی فیلم های بسیاری را در کامیون ریخت و به بیابان برد و سوزاند.

این نظام با این رفتار و کردارش باید بایکوت شود اما هر فستیوال که در هر جای دنیا باشد ج. الف در صف اول حضوریافتگان است و فرستادگانش قدر می بینند و در صدر می نشیند و جایزه های کیلویی از فستیوال ها به دست می آورند و برای ما تشنگان افتخار، خوراک می سازند. این را هم می دانیم ج. الف از هر امکانی کاریکاتورش را می سازد، فستیوال جهانی فجر (زجر) کاریکاتور ی از فستیوال های فیلم است، حتا سینمای زیر زمینی حکومتی هم دارد، فیلم های مخفی اش را هم علنی و روز روشن می سازد و جایزه از قبل آماده شده اش را به موزه سینمایی منتقل می کند. اگر در اروپا و در غرب سازمان های حقوق بشر ریز و درشت سر برآورده اند که عملا هیچ کاری جز تنظیم و پخش خبر های یک نواخت و بی حاصل ندارند جمهوری اسلامی هم بیکار ننشسته وحقوق بشر اسلامی علم کرده است.

ج. الف بارها برای برای بزانو در آوردن «کانون نویسندگان ایران» طرح و نقشه پیاده کرده است اما با مقاومت و ایستادگی بخشی از اعضا (گفتیم بخشی نه همه) مواجه شده و پس کشیده است و عوامل ج. الف نتوانستند کل کانون را یک جا ببلعند این است که دایم برایش پاپوش درست می کنند هنوز هم چون گذشته فعالیت کانون عیر رسمی است. جمعی از نویسندگان مستقل و غیر وابسته در داخل هستند که با وجود حمایت های محمود دولت آبادی و خاتمی چیان و نظایراشان از رژیم، نگذاشتنه اند کانون نویسندگان سرنوشتش به کانون کارگردانان فیلم پیوند بخورد، در این فضا کانون نویسندگان نه جا و مکان ثابت دارد و نه حق فعالیت علنی. اماخانه سینما و کانون های وابسته بدان دولتی هستند و خودشان را با خواست های نظام مقدس تطبیق داده اند بهمین دلیل جشن سالیانه دارند و بودجه دولتی، هر چند وقت یک بار هم به ظاهر منحل می شوند و چند ماه بعد دوباره برقرار. بهر حال «خانه سینما» و «کانون کارگردان ها» یک وسیله تبلیغاتی در دست دولت است چه احمدی نژاد زیر عنوان رئیس جمهور انتصاب شده باشد چه روحانی و چه خاتمی.

images

گفتیم که به خاطر حضور سلمان رشدی در مراسم افتتاح نمایشکاه امسال را دولت روحانی بوسیله وزیر ارشادش/فرزند خلف جننی/تحریم کرده است اگر خیلی عامیانه بگوئیم «خوش به حال اون درختی که کلاغ ارش قهر کنه» این اقدام جمهوری اسلامی برای جمعی متوهم هم می تواند درس عبرتی باشد که نیست اما حرف اینست که اصلا چرا این نظام کتاب سوز و سانسور چی را به نمایشگاه کتاب راه داده بودند؟ همین سئوال را می شود از مسئولین فستیوال ها کرد که شما که یکی از کارگردانان خلاق خودتان (لنی ریفنشتال )را بدلیل اعتقادش به نازی ها طرد کرده اید و هیچگاه برایش بزرگداشت یا مراسمی برگذار نمی کنید پس چرا بیشترین جوایزتان را به فیلمهایی میدهید که نظام مقدس و سفارت خانه هایش آشکار و پنهان حمایتش کرده اند و در تهیه اش شرکت مستقیم داشته اند؟ آیا باید جمهوری اسلامی ۶ ملیون بکشد تا شما دریابید ج. اسلامی هم یک نظام سرکوبگر، جنایتکار و ضد انسان است؟

همین امریکای قبلا جهان خوار بود که اعضای آکادمی اسکار را در دوران درخشان! احمدی نژاد به تهران فرستاد بعد از سفر این هیات به ج. اسلامی و معامله با نظام مقدس فیلم جدایی نادر از … با بودجه مستقیم بانگ پاسارگاد (بانگ معاملات سپاه پاسداران) تهیه شد و یک اسکار هم گذاشتند زیر بغل نماینده سینمایی ج. اسلامی. امسال هم با استخدام لابی های آماده به خدمت می خواهند برای فیلمی به اسم «محمد» اسکار جور کنند نمیدانیم در نهایت معامله شان جوش میخورد و یا نه؟

شاید تصور شود که فقط برای فیلمها و موفقیتشان ج. الف برنامه ریزی می کند اما با مسئولین نمایشگاه فرانکفورت هم اینها رابطه ای صمیمانه داشته اند و دارند چه بسا اگر نیاز بدانند هر کتابی را وارد نمایشگاه می کنند و یا از شرکت در نمایشکاه کنار می گذارند، این خبر را هم از مطبوعات داخلی بخوانید، مربوط به سال گذشته است و شرکت نمایندگان نمایشگاه فرانکفورت در دارالخلافه ی اسلامی:

«مایکل کلبرگ نویسنده آلمانی در روز سه شنبه ۲۲ اردیبهشت به بحث و بررسی درباره آثار و ادبیات آلمانی در شهر کتاب فرشته خواهد پرداخت.

این نویسنده همچنین روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت در سرای اهل قلم نمایشگاه کتاب نیز نشست مشابهی را از ساعت ۱۰ برگزار خواهد کرد.

همچنین «اورسلا هولپ» مدیر فروش آسیا و آفریقا و ایران نمایشگاه کتاب فرانکفورت از ۱۸ تا ۲۱ اردیبهشت هر روز از ساعت ۱۴ تا ۱۶ در نمایشگاه کتاب تهران و در غرفه آلمان حضور خواهد داشت.

همچنین «کلودیا دوبری» مدیر پروژه‌های بین المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت نیز از ۱۶ تا ۲۳ اردیبهشت هر روز در نمایشگاه کتاب تهران میزبان مخاطبان ایرانی خواهد بود. ملاحظه فرمودید؟

آیا با این بساط، دعوت از اعضای آکادمی اسکار در دوران احمدی نژاد و سفر مسئولین فستیوال های اروپایی ( از آن جمله ژیل ژاکوب مدیر کن، کسلیک مدیر برلیناله) و چند کارگردان و بازیگر (نظیر ژولیت بنوش) به جمهوری اسلامی را در ذهن تداعی نمی کند؟

حتا دولت روحانی مخالفتش با سلمان رشدی هم به نوعی نمایشی است اگر منافعش ایجاب کند از هر رفتاری که حتا به قول خودش مغایر ارزش های اسلامی باشد هم چشم پوشی می کند.

در همین نمایشگاه فرانکفورت هر سال اسرائیل غرفه ی مفصل دارد آیا تاکنون ج. اسلامی به خاطر حضور اسرائیل در نمایشگاه فرانکفورت آن را پس زده و تحریم فرموده است؟ همین طور فیلم جدایی نادر از … در اسرائیل اکران عمومی گرفته است. کدام اعتراض جدی برای نمایش این فیلم در سر زمینی که به خواست آخوند ها باید از نقشه جهان پاک شود از جانب حکومت وعواملش مشاهده شده است؟

اما چرا جمهوری اسلامی توانسته است صادرات فرهنگی اش را تا این جد گسترش دهد، دولت های غربی تکلیفشان معلوم است وقتی منافع مالیشان اقتضا کند کر و کور ولال می شوند اما ما چه؟ آیا تاکنون اعتراض جدی به حضور جمهوری اسلامی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت و یا فستیوال های فیلم کرده ایم؟ تا وقتی زنده یاد ساعدی در میان ما بود همت و ایستادگی او مانعی برای حضور جمهوری اسلامی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود اما بعد چه شد؟ چه اقدام کارسازی برای بایکوت صادرات فرهنگی ج. اسلامی انجام شد؟ بله اگر ما به جای این که وقتمان را برای توجه به خیمه شب بازی اتمی ج. الف و اروبا تلف کنیم اقدام اساسی برای مقابله با تبلیغات فرهنگی ج. الف کرده بودیم این نظام انقدر پر رو نمی شد که به حضور سلمان رشدی در یک کشور دیگر هم معترض باشد. بله سهم ما در افزایش وقاحت آخوند ها کم نیست!

بصیر نصیی دهم اکتبر دوهزار وپانزده. زاربروکن ، آلمان

Print Friendly
Be Sociable, Share!

یک دیدگاه در مورد: بصیر نصیبی

  1. با درود،
    مشگل ما اینست که همه فقط بدنبال پول هستند و خودفروشی عادت شده است. جمهوری اسلامی هم که این نقطه ضعف خوب تشخیص داده خیلی در این زمینه دست و دلباز است وهموطنان عزیز هم به محض اینکه بوی پول به مشامشان میخورد آب از لب و لوچه شان راه میافتد و دیگر برایشان آزادی عقیده و سخن معنایی ندارد و حاظرند همه گونه برای آخوند ها خدمتگذاری کنند.
    واقعن شرم آورست که به چه قهقرای اخلاقیی کشیده شده ایم. همه چیز پول است و پول و پول.
    حبیب