You should install Flash Player on your PC

شصتمین جشنواره کن ، فیلم پرسپولیس وسفیران سینمای جمهوری اسلامی!

  آرشیو

  خانه نخست

 

شصتمین جشنواره کن ، فیلم پرسپولیس وسفیران سینمای جمهوری اسلامی!

 

تصویر سمت چپ ،نیکی کریمی  سفیر هنری دولت احمدی نژاد در جشنواره کن  با موهای  بلند وکاملا عیان ودر پوششی غیر اسلامی که از دیدگاه مقامات رژیم  ترویج دهنده مفاسد اجتماعی !،بی بند وباری !ونا نجیبی!.است

 

تصویر سمت راست، رفتار وحشیانه  دولت احمدی نژاد با زنان داخل ایران که کمی مو های سرشان رویت می شود..

 

 آقای مهدی عبدالله زاده برای نشریه اینترنتی روزی انلاین گزارشی دارد که این مطلب در ارتباط با گزارش مذکور که نکات منحرف کننده ای را در بر دارد تنظیم شده است.

  امسال در تیتر یکی از گزارش های متوالی این سایت پیرامون جشنواره کن، فیلم پرسپولیس  ساخته مرجان ساتراپی و ونسان پارانو ضد جمهموری اسلامی معرفی شده بود.وقتی تیترمطلبی عنوان فوق را دارد معنایش اینست که فیلم کلیت رژیم  مافیایی جمهوری اسلامی را نشانه گرفته است. چه اصلاح طلبش؟ چه تمامیت خواهش، چه  محافظه کارش ،چه تند رویش وچه کندرویش وچه... در این صورت البته حمایت سایت روز از چنین فیلمی کمی بعید مینمایاند چرا که چندی قبل وقتی در یکی دو شهر ایران روز را فیلتر کرده بودند، اعلامیه ای  رسمی این سایت منشر کرد وضمن آن اعلام شد که هر چندروز در دیار کفر منتشر می شود اما از فرامین جمهوری اسلامی اطاعت می کند، گردانندگان متعجب بودند که یاران داخل حکومت چرا دیگر اینها را می آزارند؟ گردانندگان چنین نشریه ای چطور به دفاع از چنین فیلمی برخواسته اند؟ حالا برویم سراغ مطلب اخیر ایشان با این امید که بشود به واکنش وابستگان باندهای حکومتی به این فیلم با تامل بیشترتوجه کنیم.

 مطلب آقای عبد الله زاده این عنوان را دارد:

 «کن جشنواره دولتی  فجر نیست»

  اما واقعیت اینست که چون کن هم از بودجه دولتی تغذیه می کند پس از شرکت در زد وبند های سیاسی نمی تواند معاف باشد وهمین طور وقتی آلودگی به تشکیلاتی راه یافت خوب دلال ها وکارچاق کن ها هم امکان نفوذ پیدا می کنند. همین آقای پیر رسیان که با کن در ارتباط است ودر جریان چپاندن طعم گیلاس در مسابقه کن نقش فعالی داشت خودیک دلال فیلم شناخته شده فرانسوی است ویا محمد حقیقت وکاظم موسوی زد وبند هایشان جنبه سیاسی ندارد بلکه خط مشی سیاسی کن امکان سوء استفاده مادی را برای کارچاق کن های مرتبط فراهم می کند. بر خلاف نظر آقای عبدالله زاده کن هم اگر موقعیتش ایجاب کند همان فجر است واز فجر هم خطر ناک تر. چون فجر که شبه جشنواره ای بی خاصیت است و بودجه عظیمی از کیسه مردم رابابت برگزاریش هدر می دهند حتا بین محافل بسته روشنفکری اعتباری ندارد. اما کن ار موقعیت استثنایی جهانی برخوردار است. وقتی آقای ژیل ژاکوب نخل طلا را برای سینمای ج. اسلامی جور کرد، کیارستمی خود با صراحت گفت:

 «حضور ما در عرصه های بین المللی موقعیت خوبی است که تصور و ذهنیت مردم دنیا را نسبت به ملتی  (یعنی دولتی) که از سوی غرب به عنوان تروریست معرفی شده عوض کنیم» در همین ارتباط  بخش هایی از چند نظر دیگر را هم نقل می کنم.

 «پیروزی کیا رستمی پیروزی جمهوری اسلامی بود»( هفته نامه سینما شماره260)

 «ایران ( ج.ا) با رفتار های مناسب با مشخصات ملی/ مذهبی خود بر آثار تهاجم تبلیغاتی رسانه ها (انعکاس ترور در کافه میکونوس) موفق می شود عملکر د آنها را با یک کرشمه فرهنگی(نخل طلای کن) حنثا کند» ( سرمقاله دنیای سخن ویژه نامه کن)

 «... ملت ( دولت جمهوری اسامی ) که در جو جهانی زیر آماج زهر پاشی ها  (رسوایی رژیم بعد از ترور میکونوس) قرار داده اند بیک باره سر بلند وسرفراز کند»(مرتضی ممیز ویژه نامه کن، مجله سخن)

  «....ارسال فیلم کیارستمی به کن به ترمیم وجهه خارجی رژیم کمک کند واز بار تبلیغاتی که پس ازرای دادگاه میکونوس براه افتاده بود بکاهد»( نشریه کار، اکثریت شماره158)

 «جناب آقای عباس کیارستمی، با سلام... تبریکات متعددی که از جانب هم میهنان ودیگران بما ابراز می شود حاکی از تاثیر بسیار مثبت مطرح شدن نام جمهوری اسلامی در سطحی چنین گسترده است» با احترام سید حسن هاشمی رایزن جمهوری اسلامی در پاریس.

 ایا باز هم به دلایل بیشتری نیاز هست تا در یابیم که جشنواره های خارجی به خصوص جشنواره کن چه نقش برجسته ای در کسب آبرو برای یکی از جنایت کارترین وبی آبرو ترین حکومت های دنیای معاصر داشته اند؟ این جشنواره هابا سیاست های دولتهایشان همراه شده اند. پس مستقل هم نبوده اند. اگر متهم به اغراق گویی نشوم،مقامات وشخصیت های جشنواره کن، دلال ها وکارچاق کن های سیاسی/ فرهنگی ودگر کسانی که در بزک چهره کریه ج. اسلامی مشارکت داشته اند خود از نان آغشته به خون تغذیه کرده اند.

 بر گردیم به مطلب آقای عبدالله زاده. در آغا ز مقاله ایشان میخوانیم:

 «پخش جهاني فيلم پرسپوليس اين هفته شروع مي شود وهمزمان حملات مطبوعات، مسئولين فرهنگي ومحافظه کاران در جمهوري اسلامي به فيلم شدت گرفته است»

  ایشان معلوم نمی کنند چه مطبوعاتی وبه چه شکلی به فیلم حمله کرده اند ؟ آیا مطبوعات باند مشترک رفسنجانی/ خاتمی / کروبی هم حمله ای علیه فیلم را سامان داده اند ؟ من نگاهی گذرا به مجلات اینترنتی ج. اسلامی انداختم وکمی روی سایت انتخاب مکث کردم. سایت انتخاب با گردانندگان روز رابطه حسنه دارد ،جدل قلمی نبوی/سجادی هم آنجا آغاز وادامه یافت .مسعود بهنود هم برای این سایت مقاله می نویسد .این سایت هم گزارشی در باره جشنواره کن داردوعکس لوکس وغیر اسلامی وبا معیار های ج.ا نانجیبانه! نیکی کریمی را هم زینت بخش مطلبش کرده است  ودر انتهای گزارش هم اشاره ای کوتاه  وگذراوانتقادی نرم به فیلم پرسپولیس دارد ومی افزاید:

 «....همين طور فيلم انيميشني «پرسپوليس» ساخته مرجان ساتراپي، كه متاسفانه چهره  اي مشوش از ايران( البته منظورش ج. اسلامی است) به نمايش مي گذارد» (چهره مشوش از ایران یعنی چی؟ سایت روز انلاین که به صراحت فیلم راضد ج. اسلامی قلمدادکرده بود)

  اقای منتقدمی افزاید:

 «شگفت اين جاست که تمامي اين واکنش ها نسبت به فيلمي صورت مي گيرد که نخستين نمايش عمومي آن در همين چند روز اخير در جشنواره کن صورت گرفته و هيچکدام از خيل معترضان، فيلم را نديده اند»

  ایشان حرف درستی میزنند که قضاوت در باره فیلمی که دیده نشده کاری غیر ممکن است. حالا چه قضاوت مثبت باشد چه منفی. من دو نمونه از انتحاب فیلمهای دیده نشده سینمای جهمهوری اسلامی می آورم که همین جشنواره به ظاهر مستقل کن مرتکب شده است.

  یکبار به هنگام نمایش طعم گیلاس  در پنجاهمین سال کن.

  محمد حقیقت خود شرح می دهد که کپی فیلم شب قبل از آغاز جشنواره از تهران میرسد فیلم را به سرعت زیر نویس می گذارند( زیر نویس فیلم را مژده فامیلی که مدت محدودی فقط برای تبلیغ کار کیارستمی منتقد فیلم شد ،تنظیم کرد) بدون این که حتا کمیته انتخاب در حد فرمالیته هم ببیند در فستیوال نمایش می دهند. جقیقت  همچنین می گوید:

 « فیلم را با سرعت به سالن خصوصی می رسانم وتماشا می کنم... ژیل ژاکوب در تماس تلفنی می پرسد: فردا می توانیم حضور فیلم را در جشنواره اعلام کنیم ؟با خوشحالی می گویم بله البته» (نقل از دومین کتابم، با اجازه آقای فلینی)، یک مورد دیگر هم مربوط است به نابغه دیگر ،میهمان عالیقدر کن امسال یعنی جناب محسن مخملباف که مدعی شده عوامل رژیم در بدر دنبالش می گردند تا ترورش کنند( در این مورد در نوشته بعدی مفصل خواهم گفت اما جالب است یکی از کارگردانان هایی که خوددر گروه بلال حبشی به شکار انسانها وتحویل آنها به لاجوردی شرکت داشت حالا مدعی است که همان رژیم محبوبش میخواهد ترورش کند وبه جشنواره کن پناهنده !شده است) ماهنامه فیلم وسینما چاپ تهران در باره انتخاب فیلمهای ندیده خانواده مخملباف برای کن نوشت:

 «... این در حالی بود که کمیته انتخاب اصلا فیلم را ندیده اند وسمیرا قبل از اقدام به ساخت فیلمش تضمین حضور کن را گر فته بود»

 نشریه سینما ویدئو در شماره 291 بر این  زد وبند کن وخانواده مخملباف صحه می گذارد و می نویسد:

 «با توجه به روابط خاص خانواده مخملباف اکثر کارشناسان می دانستند که این فیلم قبل از فیلمبرداری به نیت شرکت در بخش مسابقه ساخته شده وهیئت انتخاب! آن را پذیر فته است»

  خوب وقتی بشود حتی فیلم نساخته را در بخش مسابقه چپاند وبرایش دیپلم ویژه هم گرفت پس چرا مقامات محترم امور سینمایی احمدی نژاد که باامام زمان هم ارتباط روزانه دارند،نتوانند در باره فیلم ندیده اما ساخته شده پرسپولیس نظر بدهند؟

  بعد آقای عبدالله زاده ضمن انتقاد شدید از سلطه طلبی مسئولین (هرچند از دیدگاه روز نویسان سلطه طلبی فقط مخصوص مسئولین محترم دوران احمدک بیچاره است که همه کاسه کوزه ها را سرش می شکنند) وبرخورد شدید به ادعاهای مقامات که معتقدند جشنواره کن فیلمهای ارزشمند جمهوری اسلامی را پس زده است، می افزاید:

 «بايد از آقاي رضاداد( جانشین بر حق سیف الله داد مدیر امور سینمایی خاتمی کبیر!) پرسيد منظور تان از "فيلم هاي ارزشمند چيست؟ اساسا در دولت نهم کدام پروژه ارزشمندي متولد شده که داعيه اش را داريد» ( ملاحظه فرمودید ) انگار سینمای جمهوری اسلامی در 27 سال گدشته دایم فیلمهای ارزشمند تولید می کرده ودر 20 ماه اخیر که رهبر پادوی ویژه اش را به میدان فرستاده یکباره سینمای منعالی وارزشمند به سینمایی بی هویت ومفلوک مبدل شده است. عجیب است، اگر آقای عبدالله زاده که تنها منتقد ایرانی هستند که به افتخار عضویت در فیپرشی نایل آمده اند ندانند که نه، میشود یکباره وناگهانی تحول در سینما ویا هر هنری ایجاد کرد ونه ،میشود در عرض چند ماه یک سینمای متحول راکه به گفته مقامات ج. اسلامی در دنیا حرف اول را میزند به آن در جه از تنزل رسانید که حرف آخررا هم نتواند به زبان بیاورد. البته این گونه تحول ها وتنزل ها ویژه ج. اسلامی است. در دوم خرداد 76 دیدیم که همه دزد ها، گروگان گیر ها ،چاقو کش ها ،پاسداران،چماقداران، قاتل ها حتا جانیانی به گونه خلخالی درمدت 24 ساعت تبدیل شدند به انسانهایی مدرن ،امروزی، آزادی خواه ،عدالت جو، مترقی و معتقد به برابری کامل حقوق زن و مرد. اما اگر بپذیریم که 20 ماه دوره احمدک بیچاره باعث بی ارزش شدن تمام محصولات سینمای چ. اسلامی شده است،خوب باید برای این سؤال هم جوابی داشته باشیم که چرا سال گذشته که فیلمهای ارایه شده به کن مربوط به دوران پر شور خاتمی کبیر! بود ودولت احمدی نژاد هم با سخاوت 40 تا از فیلمهایی را که در دوران خاتمی ساخته شده بود به جشنواره کن فرستاداما تمام کارهای ارسالی برای کن رفوزه شدند؟ نکند به محض اینکه رهبر عظیم الشان میل فرمودند نخ عروسک خیمه شب بازی را به این مردک وصل کنند، فیلمهای با ارزش دوران خاتمی در قوطی فیلم دچار استحاله شد وارزش هایشان محوو زایل! .آقای خاتمی هم اظهار لحیه فرمود که:

 «شعر و شعورموجود در فرهنگ اسلامی،ملی بود که دروازه های ورود سینمای جمهوری اسلامی را بمیدان های جهانی  گشود»( مجله فیلم بهمن 76)

 جناب عبدالله زاده، نه آن 1000 جایزه به ارزش های والای سینمای جمهوری اسلامی اهدا شد ونه شعر وشعور اسلامی عامل آن گونه موفقیت ها بودونه بیرون راندن فیلمهای جمهوری اسلامی ازدو دوره اخیرجشنواره کن وبعد برلین2007 مربوط به نزول احمدی نژاد است. حتا چند گزارش که در همین روز انلاین در سال گدشته منتشر شد حکایتگر این واقعیت بود که بی اعتنایی جشنواره ها به فیلمهای جمهوری اسلامی برای گوشمالی جمهوری اسلامی ومهار گنده گویی های اتمی اش است وبس.  البته امسال هم آقای ژیل ژاکوب راه باریکه ای را برای بازگشت گشوده نگاه داشته است وبه دو فیلمساز خودی شده، تهمینه میلانی( از امضاء کنندگان نامه ودر خواست از رهبر تا با  انتخاب خاتمی پرچم اسلام در جهان به اهتزاز در آید)و عباس کیارستمی (فرصت طلبی که قلبش با احمدی نژاد است ورایش برای رفسنجانی) به هرکدام 3 دقیقه سهم داده است وخانم نیکی کریمی را بدون حجاب وبا آخرین مد مزون های پاریس به عنوان داور در کن پذیرفته است تا رفتار وحشیانه رژِیم با زنان را خنثا کنند وگرنه حتا اگر از ایران هم میخواستند یک فیلمشناس را برای داوری دعوت کنند ایا نیکی کریمی شایسته ترین وبرجسته ترین بود؟وایا صلاحیت این بازیگرمعمولی بیش از بهرام بیضایی، ناصر تقوایی یا کامران شیردل ویا   ...بوده است؟ ( خانم نیکی کریمی قبل از صدور به کن  بابت توقیف فیلمش به مقامات سینمایی اعتراض می کند اما این اعتراض مانعی برایش ایجاد نمی کندکه هیچ، همان مقامات او را بزک می کنند وبه کن میفرستند، آفرین براین دولت مهرورز!و دمکرات!)

 

آقای عبدالله زاده بعد از کلی حرف وحدیث می رسد به اینجا که با تحکم به مسؤل سینمایی  ج. اسلامی می تازد ومی گوید:

 

«مگر سينماي ايران در جشنواره کن سهميه دارد که اين چنين از پذيرفته نشدن فيلم هاي نور چشمي تان بر آشفته ايد؟»

 بله آقای عبدالله زاده سینمای جمهوری اسلامی یا بقول شما سینمای ایران در کن سهمیه دارد. دلیل میخواهید؟ ایا اعلام صریح هوشنگ گلمکانی سردبیر ماهنامه معروف فیلم چاپ تهران که نشریه انگلیسی زبان فیلم را هم منتشر می کند وبه طول عمر نکبت آور رژیم در متن سینما حضور دارد برایتان قابل پذیرش نیست؟ او در نشریه دوم خردادی شرق نوشت:

 «همه چيز از وقتى شروع شد كه به نظر رسيد حضور حداقل يك فيلم و گاهى چند فيلم ايرانى جزء روال كن و سهميه ما شده؛ ...» منتها سالهای قبل، فیلمهای نور چشمی های خاتمی کبیر، صادر می شدند ولطف کن شاملشان می شد حالا که نوبت به نور چشمی های احمدک رسیده ، رژیم به مانع اتمی برخورد کرده است.

 اما اگر فیلم پرسپولیس در شرایط عادی ویا به هنگام ماه عسل جمهوری اسلامی واروپا به کن ارسال می شد چه سرنوشتی در انتطارش بود ؟ایا ژیل ژاکوب می توانست سهِِمیه جمهموری اسلامی را ندیده بگیرد؟ حتا اگر هم مجبور می شد جایی به پرسپولیس بدهد آنرا در یکی بخش های جنبی نمی گنجانید تا موقعیت سینمای جمهوری اسلامی لطمه نبیند؟ حانم ساتراپی در صحبت های قبلی، جمهوری اسلامی را با حکومت پینوشه در شیلی در یک کفه ترازو می سنجید و همچنین در گفتگویی اعلام داشت :

 

«قصد ندارد که به سرزمینی که به آن عشق می ورزد سفر کند چرا که بر ایران قانون حکومت نمی کند» (این حرفهای حانم ساتراپی در روزانلاین منعکس نشد) اما این روزهادایم تکرار می کند که این فیلم سیاسی نیست. به هرحال محتوای فیلم ساترابی مربوط است به رفتار های جمهوری اسلامی ، در ارتباط باج.ا گوش دادن به موزیک پاپ وحتا پوشیدن پیراهن آستین کوتاه ، رقص ورویت دوسانت مو هم به نوعی حرکت سیاسی محسوب می شود، چه برسد به فیلمی با محتوای پرسپولیس . آیا ایشان از تروریست های اعزامی جمهوری اسلامی هراس دارند ویا  تهدید به مرگ شده اند؟ اما اگر چنین ترسی از حکومت ندارند .ایشان که یک زن تبعیدی هستند چرا از فر صت بدست آمده برای محکومیت حکومت اسلامی لا اقل در زمینه سرکوب زنان ایران ودر این روزها بهره نبردند؟ ( به یک نمونه توجهتان می دهم، استفاده مایکل مور از یکی دو دقیقه فرصت در مراسم اسکار برای اعلام موضع ضد بوش خودش ) ایا ایشان چهره خون آلود زنانی را که پلیس های حکومت به جرم بد حجابی مجروحشان کرده اند در سایت ها ندیده اند؟با امید اینکه ایشان بین جمهوری اسلامی وسفیرانش تفاوتی قایل نشوند. با توجه به اینکه خانم ساتراپی مترجم برنامه های شیرین عبادی در فرانسه بوده اند این خطر متوجه ایشان هست که این تصور را داشته باشند که شیرین عبادی وهمفکرانش از جنس دیگری هستند. باید به ایشان توجه داد که خانم عبادی وظیفه ای جز بزک چهره آخوند ها وبقای جمهوری اسلامی به عهده ندارد. به خصوص باید هوشیار باشند وقتی سایت روز که شیرین عبادی جزءکادر نویسندگانش است ،خیلی سنگ حمایت از فیلمی را که خودش آنرا ضد جمهوری اسلامی معرفی کرده است، به سینه می کوبد.

  مسایلی مربوط به واکنش جمهوری اسلامی در ارتباط با این فیلم در ذهن من شکل گرفته که مطرحش می کنم واگر دیگران نظر دیگری دارند شایسته است در معرض قضاوت عامه بگذارند.

 

به نظر من اعتراض جمهوری اسلامی به این فیلم شکل فرمالیته دارد به چند دلیل: اول اینکه عباس کیا رستمی که همیشه می گفت که حتا یک کلمه علیه جمهوری اسلامی را تحمل نمی کندو دیگر نمایندگان رسمی جمهوری اسلامی( نیکی کریمی، تهمینه میلانی ) نسبت به نمایش فیلمی ضد حکومت لب به اعتراض نمی گشایند. مگر طی سالهای متمادی زنان ومردانی که در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه شدند، هزاران نفر که در تصفیه های سالهای 60 و67 به اعدام محکوم شدند،همه آنها که در گورهای دسته جمعی خفته اند جرمشان چه بود؟ مخالفت با نظام مقدس جمهوری اسلامی.

  دیگر اینکه فیلمی ضد جمهوری اسلامی در جشنواره ای با اعتبار جهانی نمایش داده می شود ،دیپلم هیئت داوران را هم می رباید آنهم در زمان دولتی که خانم مرکل( رئیس دولت کنونی آلمان) با هیتلر مقایسه اش کرده است اماهیچ مقابله جدی ای از سوی دولت مینی هیتلر  که در جشنواره هم نماینده رسمی داردمشاهده  نمی شود.

  روز ادعا دارد که ده نمکی برای بهم زدن سالن و به هنگام اهداء جایزه به خانم ساتراپی به سوی کاخ کن حرکت می کند اما دیر می رسد! .اما ده نمکی خود میهمان اعلام نشده کن است وفیلمش در بخش بازار فیلم معرفی می شود. اصلاچه نیازی بوده رژیم ده نمکی را به سالن نمایش بفرستد؟به راحتی می شد همه سفیران وفرستادگان ج. اسلامی رابرگرداندو سر وصدا هم بر پا کرد.( اینها که خودشان استاد بحران سازی هستند) اما نمایندگان رسمی وغیر رسمی ج. اسلامی ودولت احمدی نژاد که در جشنواره حضور دارند (کیارستمی، تهمینه میلانی، نیکی کریمی، مسعود ده نمکی،محمد رضا شریفی نیا ومقامات فارابی،وزارت ارشاد ومطبوعات حکومتی)  در جشنواره می مانند،توهین به نظام مقدسشان را تحمل می کنند، در میهمانی های آنچنانی کن حضور می یابند.وقتی همه امکانات لهو ولعب فراهم است کجا بروندبهتر ازساحل دریای کن آنهم در غوغای روزهای برگذاری جشنواره؟ 

 البنه بد نیست بر ای رنگ کردن امت همیشه در صحنه، یکی دو اطلاعیه  واعتراض چندخطی هم صادر شود . در همین حد نه بیش.

 بصیر نصيبی 3 ژوئن 2007 زاربروکن/ آلمان

توضیح: همه نوشته های داخل پرانتز ها را من اضافه کرده ام.